دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

لبخند ِ تو را چند صباحی ست ندیدم ... یکبار دگر خانه ات آباد ؛ بگو ...

1391/08/18 - 14:36 در حرف دل
3 ديدگاه
باران بهاری

گفتـی سیب ...

و لبانت برای لبخندی گشوده شد

چیک چیک !

اولین تصویر

در روحم

تصویر میوه ممنوعه ای بود که از میان

لبان به سرخی سیبت

خارج شد!

من نه فرشته ام

و نه شیطان...

من آدمی هستم که

می فهمم لبخندت بهشتی از سیب به پا خواهد کرد

پس می خندم که بگویم : سیب !!

13 سال و 10 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)