دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیروز خالم سفره ابوالفضل داشت بعد دیگه منم که خیلی خیلی اش رشته دوست دارم 2 بشقاب بزرگ اش خوردم بعد داییم اومده میگه سارا پاشو بیا اش بخور خلاصه رفتم یه بشقاب دیگه خوردم بعد با دخدر داییم رفتیم تو اتاق دراز کشیده بودم شعله زرد میخوردم یهو داییم اود گفت: چقدر میخوری تو ساراااااااا منم با یه حالت خیلی مظلومی گفتم فقط 3 بشقاب اش رشته خوردم و همین شعله زردو بخورم دیگه کافیه دیگه اخر شبی میخواستیم بیاییم خونه دکمه های مانتوم داشت پاره میشد

1391/08/19 - 19:34 در Coma

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)