دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد / هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد / روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل / گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد ... !

1391/08/20 - 00:06 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد


خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد


نجمه زارع

13 سال و 10 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)