دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باز روز آمد به پایان,شام دلگیر است و من! / تا سحر سودای آن زلف چو زنجیر است و من! / دیگران سرمست و در آغوش جانان خفته اند! / آنکه بیدار است هر شب , مرغ شبگیر است و من ... !/

1391/08/20 - 01:39 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

گفته بودم زودتر در راه عشقت جان دهم!
بعد از این تا زنده باشم , عذر تاخیر است و من!


سبحه و سجاده و مُهری مرتب کرده شیخ!
تا چه پیش آید خدایا ,دام تزویر است و من!

هر گرفتاری کند تدبیر استخلاص خویش!
تا گرفتارش شوم , پیوسته تدبیر است و من!

منعم از کوشش مکن ناصح که آخر میرسم,
یا به جانان یا به جان ,میدان تقدیر است و من!


از در شاه عالم لذتی حاصل نشد!
بعد از این در کنج حجله,خدمت پیر است و من!

ایرج میرزا

13 سال و 10 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 39 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)