دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو خیال میکنی که ما یک ماه است با هم آشنا هستیم. من از وقتی خود را می شناسم تو را هم می شناسم. اولین دفعه تو را کجا دیدم؟؟ در خواب!! بله در خواب, شاید آن وقت 15 ساله بودم. من همیشه عاشق چشم های زاغ بودم. چشمهای تو. من همیشه مو های بور و زرد و دوست داشتم مانند زلف های تو. یادت می آید در شب اولی که با آشنا شدیم چه گفتم؟ من عاشق یک وهمی بودم و حالا می بینم آن وهم در تو , در زندگانی تو , در روح ناراحت تو جلوه گر شده است ...

1391/08/21 - 16:53 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)