دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه خوش خیال بودم که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم به حبس ابد!! به یکباره جا خوردم وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد هی تو…. آزادی! و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد. . .

1391/08/23 - 17:30 در Coma
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)