دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دل فارغ ز درد عشق، دل نیست / تن بی‌دردِ دل جز آب و گل نیست / ز عالم روی آور در غم عشق! / که باشد عالمی خوش، عالم عشق / اسیر عشق شو! کازاد باشی / غمش بر سینه نه! تا شاد باشی ... !/

1391/08/26 - 20:07 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

دل فارغ ز درد عشق، دل نیست
تن بی‌درد دل جز آب و گل نیست

ز عالم روی آور در غم عشق!
که باشد عالمی خوش، عالم عشق


غم عشق از دل کس کم مبادا !
دل بی‌عشق در عالم مبادا !


فلک سرگشته از سودای عشق است
جهان پر فتنه از غوغای عشق است


اسیر عشق شو! کازاد باشی
غمش بر سینه نه! تا شاد باشی

ز یاد عشق، عاشق تازگی یافت
ز ذکر او، بلند آوازگی یافت


اگر مجنون نه می زین جام خوردی،
که او را در دو عالم نام بردی؟


هزاران عاقل و فرزانه رفتند
ولی از عاشقی بیگانه رفتند

نه نامی ماند از ایشان ، نی نشانی
نه در دست زمانه، داستانی

بسا مرغان خوش‌پیکر که هستند
که خلق از ذکر ایشان لب ببستند

چو اهل دل ز عشق افسانه گویند
حدیث بلبل و پروانه گویند

به گیتی گرچه صدکار، آزمایی
همین عشقت دهد از خود رهایی

بحمد الله که تا بودم درین دیر
به راه عاشقی بودم سبک سیر

به پیری و جوانی نیست چون عشق
دمد بر من دمادم این فسون عشق


که: «جامی» چون شدی در عاشقی پیر،
سبک‌روحی کن و در عاشقی میر !

بنه در عشقبازی داستانی!
که باشد از تو در عالم نشانی

بکش نقشی ز کِلک(=قلم) نکته‌زایت!
که چون از جا روی مانده به جایت

جامی

13 سال و 10 ماه و 3 روز و 15 ساعت و 48 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)