دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@aloNE** لهجه های اصفهانی و شیرازی(تقدیم به همشهری دنبالریم)

1391/08/29 - 11:41
14 ديدگاه
ßάßάk яєzάiє

شاید قبلا" براتون گفتم که پدرم شیرازیه اما یادم نمیاد گفته باشم که مرحوم مادرم ( روحش شاد ) از اهالی اصفهان بود . خلاصه که فرزند همین آب و خاک به روایت زیست شناسها موجودی هیبرید است که از دو لهجه فوق الذکر بهره ها برده است . مطلبی را که در پی میخونین در پست مربوط به غلط غولوطهای دوران کودکی بود که مورد اعتراض کودکی نویسان ( این دیگه چه صیغه ای بود ؟ ) بسیاری قرار گرفت و فرزند آب و خاک نیز تصمیم گرفت پیشنهاد جدا کردن دو مطلب را استجابت کنه که خدا کنه نتیجه کار مثل جراحی دوقلوهای ایرانی ( لاله و لادن ) نشده باشه .

بعضی خاطرات و اصطلاحات مربوط به لهجه های شیرین اصفهانی و شیرازی رو براتون آماده کرده ام که در پی ملاحظه میکنین .البته دو لهجه ذکر شده منحصر به همین چند مورد نیست و این بنده حقیر هم ادعای علم کامل لهجه ها را ندارد و هرگونه شایعه ای رو از همین الان تکذیب میکند .

۱) یه بار تو اصفهان داشتم یه بار سنگینی رو با زور و زحمت و دولا دولا توی حیاط خونه جابجا میکردم که میهمان اصفهانیمون داشت خداحافظی میکرد که برود . تا چشمش افتاد به من با لهجه اصفهانیش گفت : آخ آخ آخ قلوه ی بچه دارد میسکولد ؛ یکی این بارو ازش بسوند . ( یعنی قلوه بچه داره کنده میشه ؛ یکی این بار رو ازش بگیره ) .

۲) بعضی کلمات و جملات در لهجه اصفهانی و نسل قدیمتر اصفهان :

حاج آقا = حج آقا ( haj aagha )

مادر شوهر یا مادر زن = خار سو / khaarsoo

جاری ( دو زن که همسر دو برادر باشند .) = یاد ( yaad)

چطور = چیطور / chitor

دادا = برادر وکلمه خطاب در مکالمات مثلا" به جای این جمله " حال شما چطوره آقا ؟ " میگن " حالی شوما چیطورس دادا ؟ " / hali shooma chitores dada

سوک ( sook)= لبه چیزی ؛ مثلا" به جای جمله " اون کلاغو ببین لب دیواره " میگن " اون قلاغو بی بین سوکی تیفالس "

/ ghelagho bibin sooki tifales oon

فعل امر " کن " = (با عرض معذرت و شرمندگی ) " ک ون " مثلا" جمله " موهاتو درست کن " رو میگن " موواتو درس ک ون " (moovato doros koon ) / البته تلفظ کاف در اصفهانی با کاف در فارسی استاندارد خیلی فرق داره که باید تلفظش رو بشنوید تا متوجه بشین چه تفاوتی داره و به همین خاطر وقتی یه اصفهانی وجه

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبل
ßάßάk яєzάiє

@ツRozitaツ مخصوص شما هم هست
............................................
هر دوتون همشهریم هستید.....
من پدرم بچه فلکه معلم شیرازه...........
و خودم هم اصفهان به دنیا اومدم.........

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 26 دقيقه قبل
aloNE**

سلاممممممممممم گلم خوبی الان دقیقا کجا سکونت داری

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 25 دقيقه قبل
ßάßάk яєzάiє

) کلمات و جملاتی از لهجه شیرازی قدیم و نسل قدیمتر :

پس پیلارسال = سه سال پیش pas pilar sal ) )

بون = بام ؛ پشت بام boon))

میشنفی ؟ = میشنوی ؟ mishnofi ? ))

پنجیر = نیشگون penjir ) )

کشتیر = ورزش کشتی koshtir ) )

بیریم = برویم birim ))

۴ ) دوبیت شعر هم با لهجه شیرازی از شاعر عامیانه سرای شیراز " احد ده بزرگی " :

-- پوی پتی بسکه زدم پرسه واسی نون ؛ کاکوجون

zadam parse vasey noon kakoo joon) poy pati baske )

-- به لوم اومده دیگه جون ؛ آقام جون کاکوجون

Be lovom oomade dige joon , agham joon ,kakoo joon )

-- انگو اسب عصاری هر چی میرم صب تا پسین

Engo asbe assari har chi miram sob ta pasin ))

-- می بینم پسین بازم هسم تو کادون ؛ کاکو جون

Mibinam pasin bazam Hassam too kadoon kakoo joon ) )

توضیح ابیات فوق : از بس پای برهنه برای نان پرسه زدم ، برادر جان / آقا جان دیگر جانم به لبم آمده ، برادر جان /هر چه مثل اسب عصاری از صبح تا شب راه میپیمایم / آخر روز میبینم هنوز توی کاهدان و طویله هستم ، برادر جان / و منظور از دور تسلسل بیهوده زندگی آدمهاست که علیرغم تلاش های زاید الوصف به جایی هم نمی رسند .

خوب نمونه هایی کوچک از دو لهجه اصفهانی و شیرازی هم براتون نوشتم تا نگید این "فرزند همین آب و خاک " الکی میگه که فرزند همین آب و خاکه .

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 24 دقيقه قبل
ßάßάk яєzάiє

خودمم توش موندم تازه مامانم کرمانیه.....

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 21 دقيقه قبل
aloNE**

ایول منم میدان جمهوریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 6 دقيقه قبل
ßάßάk яєzάiє

@aloNE** به سلامتی
@saba مرسی شما بچه کجایی؟از این سه دیار نیستی؟

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت قبل
ßάßάk яєzάiє

هه هه یزد خدمت بودم.....پادگان آموزشی صدوقی
یادم نمیره اولین مرخصی شهری که گرفتم یه تاکسی در بست کردم و رفتم باش نصف یزد رو گشتم....
یادش بخیر

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبل
saba

جدی ، یه جورایی همشهری ما هم هستی ،خوبه پس تو مال همه جای ایرانی

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 37 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)