دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ساقیا در ساغر هستی شرابِ ناب نیست / و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست ! / زندگی خوشتر بود در پرده ی وهـــــــم و خیال / صبح روشن را صفای سایه ی مهتاب نیست ... !/

1391/08/29 - 22:56 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع
در میان آتش سوزنده جای خواب نیست
!

مردم چشمم فرو مانده است در دریای اشک
مور را پای رهایی از دل گــــــــرداب نیست

خاطر دانــــــــا ز توفان حوادث فارغ است
کوه گردون‌سای را اندیشه از سیلاب نیست

ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم
ورنه این صحرا تهی از لاله ی سیراب نیست

آن چه نایاب است در عالم وفا و مهرِ ماست
ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست


گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست
ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست !

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
ماه من ! در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

جلوه ی صبح و شکرخند گل و آوای چنــــــگ
دلگشا باشد ولی چون صحبت احباب نیست

جای آسایش چه میجویی «رهی» در ملک عشق؟
موج را آســـــــــودگی در بحر بی پایاب نیست

رهی معیری

13 سال و 10 ماه و 9 ساعت و 51 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)