دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
- مردی گمنام از قبیله مذحج قاتل امام است. البته گفته شده روایت این نظر، ضعیف است. این نظر را ابن حجر گفته است.
13 سال و 10 ماه و 2 روز و 56 دقيقه قبل2- قاتل امام(ع)حصین بن نمیر است. او به امام تیری زد، فرودآمد، سرش را برید و به کمر اسبش بست تا مقرب ابن زیاد گردد.
3- مهاجربن اوس قاتل امام است.
4- مقریزی می گوید: عمربن سعد امام را به قتل رساند.
5- خولی بن یزید قاتل امام است.
6- برادر خولی، شبل بن یزید، سرامام را جدا کرد. مورخان گفته اند: خولی بن یزید خواست سرامام را جدا کند; ولی ترسید.
اما برادرش شبل بن یزید سر امام را جدا کرد و به خولی داد.
7- سنان بن انس سر امام را جدا کرد.
صدوق در امالی می گوید: سنان از اسب پایین آمد، محاسن حضرت راگرفت، با شمشیر به گلویش می زد و می گفت: به خدا قسم، من سرت راجدا می کنم و می دانم که تو زاده رسول خدایی و از نظر پدر و مادربهترین مردمی.
در مقتل ابی مخنف هم دارد که سرامام(ع)را سنان برید و به خولی داد. بعد کنار چادر عمربن سعد ایستاد و باصدای بلند فریاد زد:
رکابم را پراز طلا و نقره کن که من حسین را کشتم.
طبری می گوید: هنگام شهادت امام حسین(ع)هرکه نزدیک امام(ع)می آمد، سنان دورش می کرد، برای آنکه مبادا کسی دیگر سرآن جناب را ببرد. سرانجام سرامام را جدا کرد و به خولی سپرد.
8- اکثرمورخان و ارباب مقاتل نظرشان این است که قاتل و قاطع سرامام(ع)شمر ملعون است. گروهی معتقدند سنان در کشتن امام(ع)به شمر کمک کرده است. جمعی هم سنان و خولی را در کشتن امام یاورشمردانسته اند.
پس شمر بر سر خولى فرياد زد كه خدا بازويت را از هم جدا كند ، چرا مى لرزى ، خولى پاسخى نگفت. شايد او علاوه بر مشاهده آن صلابت ، از اين همه بى شرمى خويش كه براى بريدن گلويى گام پيش گذاشته بود كه حبيب خدا بر آن بوسه مى زد ، دچار ترديد و لرزش شده بود. شمر كه نمى خواست اين ترديدها اوج گيرد ، بى درنگ از اسب به زير آمد و سر امام را بريد و به خولى سپرد تا نزد عمر بن سعد برد. 1