دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مردی که گونه هایش سیاه بود.. "دیدگاه"

1391/09/02 - 01:56 در عاشقان امام حسین
1 ديدگاه
هزار ُ یکمین شــَهرزاد

آزادش کرده بودند که جانش را بردارد و هرکجا خواست برود.کوفه یا مدینه.غلام سیاه اما نرفت، ماند. این یکبار را خودش دلش می خواست غلامی کند.
خون از همه ی زخم هایش بیرون میریخت.آخرین نفس ها بود.تنش آرام آرام سرد می شد که صورتش ناگهانی گرم شد.به زحمت چشم باز کرد.گونه ی امام چسبیده بود به گونه ی سیاه او.بریده بریده گفت:«خوشبخت تر از من کسی هست؟» و چشم بست...
اسلم بن عمرو

13 سال و 9 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 8 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)