هر دمي چون ني، از دل نالان، شكوه ها دارم ..... روي دل هر شب، تا سحرگاهان، با خدا دارم ..... هر نفس آهي است، كز دل خونين..... لحظه هاي عمر بيسامان، ميرود سنگين .... اشك خونآلود من دامان، ميكند رنگين.... به سكوت سرد زمان، به خزان زرد زمان ..... نه زمان را درد كسي، نه كسي را درد زمان ..... بهار مردميها دي شد زمان مهرباني طي شد.... آه از اين دمسرديها خدايا ..... نه اميدي در دل من، كه گشايد مشكل من ..... نه فروغ روي مهي، كه فروزد محفل من .... نه همزبان دردآگاهي.... كه ناله اي خورد با آهي... داد از اين بيدرديها خدايا .... نه صفايي ز دمسازي به جام مي .... كه گرد غم ز دل شويد .... كه بگويم راز پنهان... كه چه دردي دارم بر جان.... واي از اين بيهمرازي خدايا ....
دلم ریش شد عرفان
13 سال و 9 ماه و 28 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبلحالا برو آهنگشو گوش كن ببين شجريان چيكار ميكنه، اشكتو در مياره.
13 سال و 9 ماه و 28 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلهر دمي چون ني، از دل نالان، شكوهها دارم
13 سال و 9 ماه و 28 روز و 8 ساعت و 58 دقيقه قبلروي دل هر شب، تا سحرگاهان، با خدا دارم
هر نفس آهي است، كز دل خونين
لحظه هاي عمر بيسامان، ميرود سنگين
اشك خونآلود من دامان، ميكند رنگين
به سكوت سرد زمان، به خزان زرد زمان
نه زمان را درد كسي، نه كسي را درد زمان
بهار مردميها دي شد
زمان مهرباني طي شد
آه از اين دمسرديها خدايا
نه اميدي در دل من، كه گشايد مشكل من
نه فروغ روي مهي، كه فروزد محفل من
نه همزبان دردآگاهي
كه نالهاي خورد با آهي
داد از اين بيدرديها خدايا
نه صفايي ز دمسازي به جام مي
كه گرد غم ز دل شويد
كه بگويم راز پنهان
كه چه دردي دارم بر جان
واي از اين بيهمرازي خدايا
وه كه به حسرت عمر گراني سر شد
همچو شراري از دل آذر بر شد و خاكستر شد
يك نفس زد و هدر شد، روزگار من به سر شد
چنگي عشقم راه جنون زد
مردم چشمم جامه به خون زد
آه، دل نهم ز بيشكيبي
با فسون خود فريبي
چه فسون نافرجامي
به اميد بي انجامي
واي از اين افسونسازي خدايا
اسم و فامیل آهنگ چیه؟
13 سال و 9 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 57 دقيقه قبلبي همزبان
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 31 دقيقه قبلباتشکر
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 52 دقيقه قبلپدر یا پسر؟
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 17 دقيقه قبلپدر استاده . استاد محمدرضا شجريان
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 15 دقيقه قبلبله بله به کلمه استاد [ که نگفته بودیش اصن
] توجه نکرده بودم

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبل