دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک شب عباس سراسیمه از خواب پرید ....نفس نفس میزد..پرسیدم چه شده ؟گفت خواب دیدم..گفتم چه خوابی؟گفت خواب دیدم دست ندارم ..دیدم لاشخوری دست هایم را به منقار دارد و میرود...خواستم سنگ بردارم و او را بزنم اما دیدم دست ندارم ...فریاد زدم لاشخور دست هایم را پس بده اخر دست های من به چه کار تو می اید ...لاشخور به سخن امد و گفت ..عباس تو دو بال به ان قشنگی داری ...اما من خسته و شکسته ..بالم دستهای تو سیرم میکند.................(دیالوگ سریال مختار )ابراهیم ابن مالک اشتر..

1391/09/03 - 22:40 در عاشقان امام حسین

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)