دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

برایم از "تو" گفتن سخت بود زبانم نچرخیده ، خیالت می آمد زل می زد ته نگاهم آه چشمانم را در می آورد روزی هزار بار غرقش می کردم وسط سیلاب چشم کاه خاطرات کوه می کرد بر بلندی اش ریشخند می کشید مرا می آمد می نشست روی تپش های دل هولشان می کرد از نفس می انداخت شیطنت هایش می آمد مهمان خوشی ها می شد شب های ترس که می رسید بساطش را می برد خانه همسایه برایم از "تو" گفتن همیشه سخت بود... .../. بای دوستان .../.

1391/09/05 - 21:59 در Im in love
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)