دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كجا خفته‌ای ای بلند آفتاب؟ / برون آی و بر فرق گردون بتاب! / شرح این هجران و این خون جگر / این زمان بگذار تا وقت دگر / ... ! [حسین مسرور / چکامه‌ای در وصف فردوسی]

1391/09/07 - 16:36 در بروبکس توییت
2 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

كجا خفته‌اي اي بلند آفتاب؟
برون آي و بر فرق گردون بتاب!


نه اندر خور توست روي زمين؛

زجا خيز و بر چشم دوران نشین


به يك گوشه از گيتي آرام توست
همه گيتي آكنده از نام توست


چو آهنگ شعر تو آيد به گوش،
به تن٬ خون افسرده آيد به جوش


ز شهنامه گيتي پر آوازه است؛
جهان را كهن كرد و خود تازه است


ز جا خيز و بنگر كز آن تخم پاك؛
چه گلها دميد است بر روي خاك!


بزرگان پيشينه‌ي بي‌نشان،
ز تو زنده شد نام ديرينشان


تو در جام جمشيد كردي شراب؛
تو بر تخت كاووس بستي عقاب


اگر كاوه ز آهن يكي توده بود؛
جهانش به سوهان خود سوده بود؛


تو آب ابد دادي آن نام را
زدودي از او زنگ ايام را


تهمتن٬ نمك‌خوارِ خوان تو بود؛
به هر هفت‌خوان ميهمان تو بود


چو كلك تو راه گزارش گرفت؛
سر راه بر تيغ آرش گرفت


تويي دودمان سخن را پدر؛
به تو باز گردد نژاد و هنر.



شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر..

13 سال و 9 ماه و 22 روز و 22 ساعت و 11 دقيقه قبل
✔ عـلـ[بابا]ــی

حسین مسرور سخنیار اصفهانی (۱۲۶۹ - ۱۳۴۷)،
نویسنده، مترجم و شاعر متخلص به مسرور٬
به مناسبت هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳
مثنوی خوابگاه فردوسی را سرود
که بسیار مورد پسند میهن پرستان و ادیبان قرار گرفت ... !

13 سال و 9 ماه و 22 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)