دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

"تو سمت رویای خودت میری میری و من چشامو میبندم ما خواستیم از هم جدا باشیم، پس من چرا با گریه میخندم...؟" @...

1391/09/08 - 00:13
1 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

غم.........توی چشمام، توی قلبم، و روی شونه هام، حس عجیب سنگینی هست. غم. و من هر روز خمیده تر میشم، و خمیده تر.
روز های سیاه، شب های سنگین، گریه،غم،مرگ. مرگ های آسان. مرگ های ناگهان. مرگ های باور نکردنی. چرا آسمان به زمین نمی رسد؟

13 سال و 9 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)