دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﺷﺨﺼﯽ ﺷﺨﺼﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ. ﻣﺮﺩ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍﺷﮑﺴﺖ ﻭﮔﻔﺖ : ﻣﺮﺩﮎ ! ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺭﺍﺯﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﺎﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺟﮕﻮﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪﯼ؟ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﻭ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﺪﯼ

1391/09/10 - 14:57
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)