دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

faithful girl
faithful girl
faithful_girl

یه روز یه پیرمردی عزرائیل رو می بینه که داره از دور میادطرفش. از ترس جونش فرار میکنه می ره داخل یه مهد کودک کنار بچه ها میشینه شروع می کنه به بیسکویت خوردن. عزرائیل میاد پیشش و میگه: داری چیکار می کنی؟ پیرمرد با صدای بچه گانه میگه: دارم قاقا میخورم عزرئیل میگه: پس قاقاتو بخور بریم دَدَر

1391/09/16 - 19:41
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)