دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من فیلم رو نمیفهمم ...

1391/09/18 - 16:34 در چهار راه
8 ديدگاه
لبـــــــخند زیبــــــــا

زیاد بیراه هم نمیگفته.معلوم نبود چی میخواد بگه

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایل
امیر کریمی

ولی کل صحنه های تهران قدیم و دیالوگ هاش محشر بود
مثه یه حلقه مارو به گذشته ای که هیچی ازش یادمون نمونده وصل میکنه

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 4 دقيقه قبل
لبـــــــخند زیبــــــــا

از اینکه پست و ویرایش کردی ناراحت شدم.
یه بار فیلم و درست و حسابی ببین بعد ببین چی ميخواد بگه....یه مادری که گفته میخواد بمیره بچه هاش جمع شدن دارن واسه مراسم عزاداریش آماده میشن...خوب این یعنی چی ؟ عظمت و بزرگی مادر یعنی این؟

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبل توسط موبایل
لبـــــــخند زیبــــــــا

به دیالوگ یا صحنه های فیلم چیزی نمیدن! اسم فیلم مادر بود ....باید معنی مادر رو تعریف میکرد

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 46 دقيقه قبل توسط موبایل
امیر کریمی

آره خودمم با ناراحتی ویرایشش کردم ...

مگه این همه فیلم میسازن چن تاش با اسمش تطبیق داره ؟

این حرفت کاملا درسته که فیلم باید مادرو نشون میداد و معنی میکرد

و سوال این که بچه هایی که انقدر مادرشونو دوست دارن چرا بردنش آسایشگاه سالمندان؟
کینه هایی که یه شبه با وجود یه داداش عرب از بین میره ...
فاصله هایی که مردای فیلم با زناشون دارن

ولی این فیلم هر چی هم ضعیف باشه ارزش بارها دیدنو برای من داره
صحنه ای که مادر فانوس به دست داره به طرف پله ها میره ... برای خود من خیلی زیباست ...

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبل
لبـــــــخند زیبــــــــا

فیلم خوبی هست اما از نظر محتوایی در حد فیلم هایی مثل یک تکه نان نیست
من خودمم بار ها دیدم

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 4 دقيقه قبل توسط موبایل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)