دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هر شب خواب مرده ها را می بینم هر روز بیداری مرده ها را و چشم هایم به گورهای دسته جمعی بدل شده اند

1391/09/20 - 10:43 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
آناهیتا

هر شب خواب مرده ها را می بینم
هر روز بیداری مرده ها را
و چشم هایم به گورهای دسته جمعی بدل شده اند
با مرده ها
حرف هایی درباره ی مرده ها می زنم
دهانم بوی کافور می دهد
دماغشان را می گیرند
و مرده های بی دماغ
دلی برای شنیدن حرف های بودار ندارند
چگونه به آنان بگویم
هر روز
در تمام صف های طولانی نانوایی کسی هست
که آخرین نان زندگی اش را می خرد ؟
چگونه بگویم ؟
وقتی صدایم از اینهمه کابوس درنمی آید
و با چشم هایی حرف می زنم
که هرشب
شناسنامه ی مردمان بسیاری
در سیاهی اش باطل می شود
چه بگویم ؟
چگونه بگویم ؟
وقتی کسی به نبش قبر این سیاهی انبوه نمی آید
و چشم هایم را که ببندم
بیداری مرده ها را
دیگر به خواب هم نمی بینم .
"لیلا کرد بچه"

13 سال و 9 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 6 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)