دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه که بودم یکی از علایقم این بود که برم تو کمد، بالای رختخوابها بخوابم انقده میچسبــــــــید

1391/09/23 - 11:59 در Coma
14 ديدگاه
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

اینا که واس تو طبیعیه

یه چیز غیر ممکن بگو

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبل
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•

سلاااااااااااااااااااام مظاهر شاعر من خوبی؟
چیز ممکن الان به ذهنم نمیرسه

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 14 ساعت و 9 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

مغسی

گفتی شاعرم یاد یه شعر اوفتادم

دوری ولی عکس قشنگو ناز تو تو دنبالرهِ

او خندهات خاطراتتو یادم میاره

میخواهم همیشه باشی آخه دلم واسه تو آروم نداره

چشمم من بارونیه انگار مثل یه ابر بهاره وقتی که نیستی

این یه اعتراف ساده است که میگم بیتو میمیمیرم

حالا از اینا بگذریم

فکر کن شاید یه کار غیرممکن یادت بیاد فکر کن فکر کن فکر کن فکر کن فکر کن

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 51 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

این خوفه

ای کاش اونجا بودمو میدیدمت

بعد یه چندتا سوال الان پیش اومد

مگه ورزش داشتین که توپ بره بالایه سقف که بری توپو بیاری

یا حراست نمیزاره از دانشگاه بری بیرون که از دیوار رفتی بالا

یا خواستی رو پسرا را کم کنی

یا خواستی خود کشی کنی

یا شب قبلش فیلم عملیات غیرممکن 4 را دیدی

یا ............................

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبل
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•

نه روز جمعه بود کلاس داشتیم بعد من و دوستم 2 مرتبه برق کل ساختمونو قطع کردیم و تو محوطه با شلنگ همو خیس کردیم و میوه های دانشگاهو کِش رفتیم و بعدشم همه سطل اشغالای محوطه رو قایم کردیم و مایع دستشویی خواهرانو خالی کردیم بعد دیگه حراست فهمیده بود دنبالمون بودن منم از رو دیوار فرار کردم

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 29 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

همه جاش برام قابل قبوله و خیلی هیجان انگیزناکه

فقط با جاش مشکل دارم

مگه دانشگاتون وسط جنگله که میوه هایه دانشگاتون را کِش رفتین

یه جورایی مثل عجب انگیزناکه

فهمیدم

تو همو دختره ای که تو فیلم سارا در سرزمین عجایب بازی میکرد نیستی

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 20 دقيقه قبل
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•

پشت دانشگاهمون درخت گوجه سبز و هلو و... هستش بعد با دوستم همش میرفتیم درختو لخت میکردیم
نه اون سارا نیستم

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 16 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

آخ گفتی گوجه سبز یاد باغ پدر بزرگم

کلی توش گوجه سبز و هلو و پرتغال غیره داره

بچه شمال بودن همین مزیت ها را داره

دل تو آب بشه

تو هم دلت به درختهایه پشت دانشگاتون خوش باشه

خععععععععععع

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 29 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

وای ببخشید منظوری نداشتم سارا

من فقط طرف مادریم پدربزرگ مادربزرگ دارم

طرف پدریم پدربزرگ مادربزرگ اصن ندیدمشون

بگذریم

اگه ناراحت کردم شرمنده

اصن هر موقع گوجه سبز رسید واست میارم

13 سال و 9 ماه و 7 روز و 14 ساعت و 12 دقيقه قبل
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•

نخیرم حالا که من پدر بزرگ ندارم تو باید از میوه های پدر بزرگت به منم بدی

13 سال و 9 ماه و 7 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

باشه الان موقع پرتقال ونارنگیه ایندفعه رفتم برات میارم

13 سال و 9 ماه و 7 روز و 14 ساعت و 4 دقيقه قبل
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•

نارنگی رو بیشتر از پرتغال دوست دارم
اخ جوووووووووووووووون

13 سال و 9 ماه و 7 روز و 14 ساعت و 1 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)