دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نمی‌دانم که دخترک سرزمینم چه چهره زیبایی داشته و نمی‌دانم که سیران، انگبین کدامین خانواده پیرانشهری بوده است؛ اما آقای وزیر، یک چیز را خوب می‌دانم. دخترکم آنگاه که در آن کلاس سرد و نمور بر نیمکت‌های نه آنچنانی می‌نشسته و آنگاه که سرما و بوی نفت را تحمل می‌کرده، در سر رؤیاهایی بزرگی می‌پرورانده است. سیران این سرزمین، آرزو‌هایش را در اتاقی دنبال می‌کرده که دستگیره‌ای نداشته است. او فرداهای زیبای خود، خانواده و پیرانشهر را امید داشته است. اصلا شاید آقای وزیر، سیران ما در رویایش در آینده خود را وزیری می‌دیده که دیگر در مرگ هیچ دانش‌آموزی متهم و مقصر نباشد! آقای وزیر، سپیده فردای این سرزمین، سیرانی را کم دارد که بخشی از سرنوشت این مرز و بوم بود.

1391/09/23 - 14:20
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)