دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم/ به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم /چه مى شد آه اى موساى من، من هم شبان بودم/ تمام روز و شب زلف خدا را شانه مى کردم....

1391/09/24 - 19:32 در حرف دل
1 ديدگاه
فردایی دیگر

به از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم
اگر مى شد همه محراب را میخانه مى کردم

اگر مى شد به افسانه شبى رنگ حقیقت زد
حقیقت را اگر مى شد شبى افسانه مى کردم

چه مستى ها که هر شب در سر شوریده مى افتاد
چه بازى ها که هر شب با دل دیوانه مى کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر مى شد
اگر از مرگ هم چون زندگى پروا نمى کردم

سرم را مثل سیبى سرخ صبحى چیده بودم کاش
دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم
..
علی رضا قزوه.

13 سال و 9 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 11 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)