دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چند سال پیش با خواهرم و شوهرش رفتیم پارکه چیتگر . شوهر خواهرم گفت بریم دوچرخه سواری. من آخرین بار ۱۲ سالگی سوار دوچرخه اونم از این کوچیکا شده بودم ولی با اعتماد به نفس گفتم بریم من پایه ام ! خلاصه دوچرخه کرایه کردیم اولش شوهر خواهرم یه کم پشت دوچرخه من و گرفت و آروم باهام می یومد دید خوب میرم دوچرخه رو ول کرد یهو تو سراشیبی سرعت دوچرخه زیاد شدو منم کنترل دوچرخه رو از دست دادم خوردم به بلوک کنار جاده افتادم تو سفره یه خونواده که کنار جاده نشسته بودن کلی خجالت کشیدم و عذرخواهی کردم و بلند شدم . ولی بازم سوار شدم و کم نیاوردم اون خونواده ام بلندشدن برن یه جای بهتر ! بازم داشتم میرفتم یهو بین بلوک یه بلوک خالی دیدم خواستم از اون رد شدم و مسیر رفته رو و برگردم که چرخ دوچرخه گیر کرد و دوباره افتادم وسط یه خونواده دیگه جشمتون روز بد نبینه دیدم همون خونواده قبلی ان !!! اینقدر خجالت کشیدم که نمیتونستم از جام بلند شم ! اون خونواده کلا وسایلشونو جمع کردن از پارک رفتن منم با خیال راحت به دوچرخه سواری ادامه دادم

1391/09/24 - 22:42

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)