دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عقل کجا پی بَرَد شيوۀ سودای عشق؟ / باز نيابی به عقل سر معمای عشق / عقل‌تو چون قطره‌ای است، مانده ز دريا جدا / چند کند قطره‌ای، فهم ز دريای عشق؟ ... !/ [عطار]

1391/09/25 - 15:13 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

خاطر خياط عقل گرچه بسي بخيه زد
هيچ قبايي ندوخت لايق بالاي عشق

گر ز خود و هر دو کون پاک تبرا کني
راست بود آن زمان از تو تولاي عشق

ور سر مويي ز تو با تو بماند به هم
خام بود از تو خام پختن سوداي عشق

عشق چو کار دل است ديدۀ دل باز کن
جان عزيزان نگر مست تماشاي عشق

دوش درآمد به جان دمدمۀ عشق او
گفت اگر فانيي هست تو را جاي عشق

جان چو قدم در نهاد تا که همي چشم زد
از بن و بيخش بکند قوت و غوغاي عشق

چون اثر او نماند محو شد اجزاي او
جاي دل و جان گرفت جملۀ اجزاي عشق

هست درين باديه جملۀ جانها چو ابر
قطرۀ باران او درد و دريغاي عشق

تا دل عطار يافت پرتو اين آفتاب
گشت ز عطار سير، رفت به صحراي عشق

13 سال و 9 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 1 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)