دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شقایق اینجا من خیلی غریبم

1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

شقايق گفت :با خنده، نه بيمارم، نه تبدارم
اگر سُرخم چنان آتش، حديث ديگری دارم
گلی بودم به صحرايی، نه با اين رنگ و زيبایی
نبودم آن زمان هرگز، نشان عشق و شيدايی
يکي از روزهايی که، زمين تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت، تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکيده، تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد يکی خسته، به پايش خار بنشسته
و عشق از چهره اش، پيدای پيدا بود،

ز آنچه زير لب می گفت، شنيدم سخت شيدا بود

13 سال و 9 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)