دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کجایی ای که دلم بی تو در تب و تاب است / چه بس خیال پریشان به چشم بی خواب است / به ساکنان سلامت خبر که خواهد بُرد؟ / که باز کشتی ما در میان غرقاب است ... !/ [سایه]

1391/09/27 - 16:10 در بروبکس توییت
2 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

ز چشم خویش گرفتم قیاس کار جهان
که نقش مردم حق بین همیشه بر آب است


به سینه سر محبت نهان کنید که باز
هزار تیر بلا در کمین احباب است

ببین در اینه داری ثبات سینه ی ما
اگر چه با دل لرزان به سان سیماب است


بر آستان وفا سر نهاده ایم و هنوز
اگر امید گشایش بود ازین باب است

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است

مدار چشم امید از چراغدار سپهر
سیاه گوشه ی زندان چه جای مهتاب است

زمانه کیفر بیداد سخت خواهد داد
سزای رستم بد روز مرگ سهراب است


عقاب ها به هوا پر گشاده اند و دریغ
که این نمایش پرواز نقش در قاب است

در آرزوی تو آخر به باد خواهد رفت
چنین که جان پریشان سایه بی تاب است

13 سال و 9 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 6 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)