دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR
SaMyaR
a_samiyar

دیشب با دوستم رفته بودم رستوان.... روبروی میز ما یه دختر و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به میز ما بود، معلوم بود با هم دوست هستند اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد.... قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین... دفعه بعدی تحریک شدم! با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد، بلند شدن پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به میز ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت براش نوشته بودم خیـــــــلی پستی...

1391/09/27 - 21:05

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)