نشسته بودیم سرکلاس عربی؛دبیرمونم داش جزوه میگف.حین درسش نکته هایی که مربوط به درسای قبل بودو میپرسید تا خیرسرمون واسمون یاداوری شه! معلم:بچه ها...صفت در4مورد با موصوف خود مطابقت دارد،1.عدد... خوب " عدد"یعنی چی...؟:-) یکی از خر خونای کلاس که تمام مدت بدجوری تو درس غرق شده بود،با اعتماد به نفس کامل زل زد تو چشای معلم و گف:خو....عدد ینی"یک....دو.....سه...چار...." ینی اون لحظه معلمه ا چشاش معلوم بود میخواد سیستمو(در اینجا فهمیدید که دبیرستان ما هوشمنده!...تازه غیر انتفاعی هم هس....اونم وابسته به دانشگاه...اونم علوم پزشکی....اینارو نگفتم که کلاس بذارمااااا....اصلا....!!!من احل کلاس گذاشتن نیستم...نه؟!...)گاز بزنه مزه شو به مام بگه!!! ینی اینا خرخونای کلاسن ببین وضع بقیه چیه...
منم دبیرستان مدرسه نمونه دولتی درس می خوندم،یه دبیر فیزیک داشتیم می گفت شما ها مثلا نمونه های شمال استان فارسین و اینجری هستین، حالا فک کنین بقیه چی ن دیگه! بعدشم می گفت نگران نباشین بخاطر همینم کنکور قبول شدن خیلی راحته!
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 52 دقيقه قبلفعال شدی مانیا خانوم
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 49 دقيقه قبلفعال بودم ولی حسش نبود
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 47 دقيقه قبل