دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواهی بروی؟ خب برو… انتظار مرا وحشتی نیست… شبهای بیقراری را هیچوقت پایانی نخواهدبود… برو… برای چه ایستاده ای؟ به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟! برو… تردید نکن… نفسهای آخر است… نترس برو… احساسم اگر نمیرد، بی شک مابقی روزهای بودنش را بر روی یک صندلی چرخدار بی تفاوت خواهدنشست. برو… یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود. پس راحت برو… مسافری در راه انتظارت را میکشد. طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد…! برو… فقط برو….

1391/09/29 - 22:14
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)