دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@نادر(Kamyab) سراب ردپای تو کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم که هرشب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم تو با دلتنگیای من، تو با این جاده هم دستی تظاهر کن ازم دوری تظاهر میکنم هستیتو آهنگ سکوت تو به دنبال یک تسکینم صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر میبینم یک حسی از تو در من هست که میدونم تورو دارم واسه برگشتنت هرشب درارو باز میذارم

1391/09/30 - 09:59
1 ديدگاه
نادر(Kamyab)

روزگارچرخش موقعیت هاست


گیرم که من امدم با دل شکسته ام چه کنم؟


گیرم دل را هم با جادوی عشق زنده کردم با غرور لگد مال شده چه کنم؟


روزگاری من بودم و غرور خاطرت هست؟


من هنوز عاشقم ولی دل مرده و اری از غرور


در نامه ات نوشته ای فردا منتظرت هستم


تو به من اموختی برای دیدنه معشوق باید چیزی نثار کرد

من هم چیزی جز این جان خسته نداشتم .........

13 سال و 9 ماه و 4 روز و 16 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)