دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آهای ... دخترک برگشت، چه بزرگ شده بود. پس کبریتهایت کو؟ پوزخندی زد، گونه اش آتش بود، سرخ، زرد... میخواهم امشب با کبریت های تو، شهر را به آتش بکشم! دخترک نگاهی انداخت، تنم لرزید... کبریتهایم را نخریدند، سالهاست تن میفروشم... می خری !!!؟؟؟ .... ﺩﺭﺩ ﺑﺰﺭﮒ /ﺍﺑﺘﻬﺎﺝ ﺍﺑﺪﯼ

1391/09/30 - 19:45 توسط موبایل
5 ديدگاه
...Ali

آری ام شب شب یلدا است
شب فال
شب عشق
شب هندوانه
وشب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک

13 سال و 9 ماه و 3 ساعت و 40 دقيقه قبل توسط موبایل
aloNE**

وای مــــــــــــــرسی مهربونمـــــــــــــ مرسی عزیزمــــــــــــــــــ

13 سال و 8 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبل
...Ali

ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽ ﺷﻪ ....ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﮐﻼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻄﺎﺏ ﻧﻤﯽ ﺩﯼ ....ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺗﻢ ..

13 سال و 8 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل
aloNE**

عزیزه دلی عزیز بودن به خطاب یا لایک بودن نیست دوست داشتن و محبوب بودن باید تو دل باشه که تو توی دله ما یه دونه ای

13 سال و 8 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 16 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)