وقتي صداي بودنت در كوچه هاي رويا نواخته ميشود غرق در شادي ميشوم و حضورم قطره قطره به درياي مهرباني مي پيوندد و اين شور و اين سرور در من لحظه به لحظه به تلخي مي گرايد زيرا كه مي دانم هيچ رويايي پايدار نيست اما خيالت در وجودم تا عمق نفسهايم ريشه دوانده من تو را از تمام روياها بيشتر دوست دارم بودنت لبخند هاي من و فكرت ارزوي من هر قدر هم قلم كوتاه تر شود باز من هستم و روياهايي كه بايد برايت نگاشته شود شايد روزي فاصله ها را شكافت و تو فهميدي اين بود آن زندگي كه بي تو به ..... سكوت رفت به سرانجام بي سر انجامي..........
1391/10/01 - 07:40 توسط موبایل