گاهی حجم دلتنگی هایم آنقدر زیاد میشود که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود . . . دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد . . . دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید . . . دلتنگ خودم . . . دلتنگ تو لعنتی . . .
خدایا کودکیم را گرفتی جوانی ام را دادی . . . . عقلم را گرفتی عشق را دادی . . . عشق را گرفتی و تنهایی را دادی . . . خنده هایم را گرفتی و غم را دادی . . . آرزوهایم را گرفتی و حسرت ها را دادای .. . . خدایا برگرد . . . من هنوز نفس میکشم . . .یادت رفت نفسم را بگیری . . .
دیشب در خواب ناگهان خدا در گوش من گفت: تو را چه به عشق. . . گفتم چرا؟ گفت تو خوابی و عشقت در آغوش دیگریست . . . لبخندی زدم و گفتم : خدایا این مخلوق توست . . . شاید تو خوابی که خبر از رسم دنیایت نداری .