دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه تمناي قشنگيست بودن آنگاه كه تمام لحظه هايم تنها در تو خلاصه مي شود قلبم دروغ نگفته بود تو هماني همان كه بايد ... مي پرستمت !

1391/10/01 - 12:05
5 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

از روزی که به مهمانی سکوت رفتی


پاییز با همه تنهایی اش بر سرم فرود آمد

چند روزیست حس می کنم هوا سرد است

قلبم درون سینه یخ بسته

چند روزیست چراغ اتاق هم سوخته

نوری که از پنجره بالای در به درون اتاق می تابد

از سایه ها چهره مبهمی روی دیوار می سازد

و من از روزی که به مهمانی سکوت رفتی

کارم خیره شدن در این چهره مبهم روی دیوار است

من و این سایه ، این شب ها

با نگاه درد دل کردیم

گرچه پر بودیم هر دو از شکایت ها

با سکوتی کشنده خو کردیم

13 سال و 9 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 47 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)