دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد ...

1391/10/01 - 12:22 در عاشقان امام حسین
2 ديدگاه
باران بهاری

چشم هایم را بسته بودم...

صدای زنگولۀ شترها فضا را پر کرده بود. انگار قافله ای عزم رفتن داشت؛ و جاذبه ای که

بی اختیار ، مرا به سوی کاروان می کشید... کوله باری نداشتم ؛ به دستانم نگاه کردم؛

خالی بودند... روشناییِ بی اندازۀ پیش رو ، مرا واداشت تا سر بزیر بیاندازم.

برگشتم... پشتِ سر، اما! تاریکیِ مطلق بود... و هراسی که بند دلم را پاره می کرد.

دهنۀ شتر را بدست گرفتم ... پشت به پشتِ قافله!

اشک ، امان نمی داد... شوق دیدار ، از دلم لبریز شده بود.

زمزمه های مهدی خندان شنیده می شد: این دلِ تنگم عقده ها دارد ... گوئیا میل کربلا دارد...



سه شنبه شب قراره راهی بشیم ؛

انشاء الله ، اگر لایق باشم ، نائب الزیارۀ همۀ دوستداران و عاشقان خاندان نبوی علیهم السلام خواهم بود.

13 سال و 9 ماه و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)