دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

azadeh
azadeh
deltange_to

دستم رو ميندازم دور گردنش صندلي ایی که بارها اشکهام بر رويش چکه کرده به ديوار سلام مي کنم و گاه که بي هوا بهش مي خورم ازش دلجويي مي کنم - ببخشيد آقاي ديوار ... و باز صندلي را با خودم مي چرخانم و مي رقصانم چپ ... راست ... چپ ... راست ... يادمه رقص بلد نبودم ! اما غم مرا هم به رقص وا داشته ! اشک هايم را مي خورم و باز با صندلي مي رقصم ... بلند بلند آواز سر مي دهم من خوشبختم چون غم دارم ... صندلي رو به دور خودش و خودم مي رقصانم فرياد مي کنم ... من با غم هايم خوشبختم با غم هايم مي رقصم

1391/10/02 - 23:02
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)