دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دست نوشته ای زیبا.....نویسنده ناشناس....

1391/10/03 - 14:51
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

وقتی غزل می خوانی

دلم می سوزد به حال دخترکان ِدم بخت ِ شهرم

که مدام سبزه گره می زنند

بی آنکه بدانند ،

زمین زیرپاشان تا چه اندازه سست است !

دخترانی که تنها به قول و غزل شما دلخوشند

شما که شعرتان بوی باران می دهد ، و مرداب !

بوی نان می دهد ، و نیرنگ !

بوی عشق می دهد ، و تزویز!

شما که بی بهانه و با بهانه سیب می دزدی و تبعیدمان را تمدید می کنی !

شما

شاعرباده پرست ،

که ازتن ِ برهنه شب هم غزل می گیرید ،

سرخوش ! سرمست !

امشب !

به خاطربانوی قافیه هاتان ،

فقط همین امشب ؛

آن هم حالا که سکوتی سرد،قاف ِ ثانیه هاشان را ربوده است !

تمام ابیات خفته ذهنت را آتش بزن

که کم نیاورده باشی از

آتش پرستان گر گرفته که

شعر را می زیستند

بی آنکه شاعر باشند !

چرا که امشب

شب ِ مرگ سوژه اشعارشماست !

شب ِ کوچ نگاه های اتفاقی و خنده های ناگهانی !

شب ِ ختم به جان ِتو، سوگند خوردن ها !

امشب خدا برای قلب دخترکان شهرمن

یک تراژدی نو سروده است

که آخرش ازبند ِ منت ِ سیبی نخورده

می رهند !!!

13 سال و 9 ماه و 2 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)