دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نمی‌رنجم اگر باور نداری عشق نابم را / که عاشق، از عیار افتاده در این عصرِ عیّاری / چه می‌پرسی ضمیر شعرهایم کیست آ"نِ " من ؟! / مبادا لحظه‌ای حتی مرا این گونه پنداری ... !/ [محمدعلی بهمنی]

1391/10/05 - 15:09 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

لبت " نَه " گوید و , پیداست می‌گوید دلت " آری " !
که این سان دشمنی، یعنی که خیلی دوستم داری !

دلت می‌آید آیا از زبانی این همه شیرین
تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری ؟!

نمی‌رنجم اگر باور نداری عشق نابم را
که عاشق، از عیار افتاده در این عصرِ عیّاری

چه می‌پرسی ضمیر شعرهایم کیست آ"نِ " من ؟!
مبادا لحظه‌ای حتی مرا این گونه پنداری!!!

ترا چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت
به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری

چه زیبا می‌شود دنیا برای من اگر روزی,
تو از آنی که هستی، ای معما ! پرده برداری


چه فرقی می‌کند فریاد یا پژواک جان من
چه من خود را بیازارم چه تو خود را بیازاری

صدایی از صدای عشق خوش تر نیست ,حافظ گفت !
اگر چه بر صدایش زخم ها زد تیغ تاتاری !

13 سال و 8 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)