دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باز فرو ریخت «عشق» از در و دیوار من / باز ببرید بند، اُشتر کین دار من / بار دگر شیر عشق پنجه ی خونین گشاد / تشنه ی خون گشت باز این دل سگسار من ... !/ [مولانا / خط زیبای استاد الهه خاتمی]

1391/10/07 - 20:07 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

باز سرِ ماه شد نوبت دیوانگی ست
آه که سودی نکرد دانش بسیار من

بار دگر فتنه زاد جمره ی دیگر فتاد
خواب مرا بست باز دلبر بیدار من

صبر مرا خواب برد عقل مرا آب برد
کار مرا یار برد، تا چه شود کار من؟


سلسله ی عاشقان با تو بگویم که چیست؟
آنک مسلسل شود طره ی دلدار من

خیز دگر بار خیز، خیز که شد رستخیز
مایه ی صد رستخیز شور دگر بار من


گر ز خزان گلستان چون دل عاشق بسوخت
نک رخ آن گلستان گلشن و گلزار من


باغ جهان سوخته باغ دل افروخته
سوخته اسرار باغ ساخته اسرار من


نوبت عشرت رسید ای تن محبوس من
خلعت صحت رسید ای دل بیمار من

پیر خرابات هین از جهت شکر این
رو گرو می‌بنه خرقه و دستار من

خرقه و دستار چیست؟ این نه ز دون همتی است
جان و جهان جرعه‌ای ست از شه خمار من

داد سخن دادمی سوسن آزادمی
لیک ز غیرت گرفت دل ره گفتار من

شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است
نیست ز دلال گفت رونق بازار من

عربده ی قال نیست حاجت دلال نیست
جعفر طرار نیست جعفر طیار من


مولانا

13 سال و 8 ماه و 23 روز و 4 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)