دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچهء همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سال ها هست که در گوش من آرام، آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا ، -خانهء کوچک ما سیب نداشت. { حمید مصدق }

1391/10/08 - 21:33
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)