دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

! ! --- تو آمدی كه بگویی: اگر... اگر می رفت... تو آمدی و كسی داشت سمت در می رفت!

1391/10/19 - 13:25 در اشعار فارسی
4 ديدگاه
آناهیتا

پرنده کوچولو
نه پرنده بود!
نه کوچولو!
---
تو آمدی كه بگویی: اگر... اگر می رفت...

تو آمدی و كسی داشت سمت در می رفت!

تو آمدی و چنان زل زدی به پوچی من

كه داشت حوصله ی انتظار سر می رفت!!

تو آمدی و كسی گوشه ی غزل هی با ↓

ردیف و قافیه هایی عجیب ور می رفت

تو آمدی، كلماتی كه مرد ساخته بود

شبیه صابون از دست شعر در می رفت

از اینكه آمده تا... بیشتر پشیمان بود

از اینكه آمده تا... هرچه بیشتر می رفت!

اشاره كرد خدا سمت پرتگاه... ولی ↓

به گوش من... و تو این حرف ها مگر می رفت!



تو آمدی كه بگویی... به گریه افتادی!

و پشت پنجره انگار یك نفر می رفت
---
سید مهدی موسوی

13 سال و 8 ماه و 12 روز و 11 ساعت و 12 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)