دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1391/10/21 - 19:31 در هوشنگ ابتهاج
1 ديدگاه
۩۞۩وحید۩۞۩

خانه دل تنگ غروبی خفه بود

مثل امروز که تنگ است دلم

پدرم گفت چراغ

و شب از شب پر شد

من به خود گفتم یک روز گذشت

مادرم آه کشید

زود بر خواهد گشت

ابری هست به چشمم لغزید

و سپس خوابم برد

که گمان داشت که هست این همه درد

در کمین دل آن کودک خرد ؟

آری آن روز چو می رفت کسی

داشتم آمدنش را باور من نمی دانستم

معنی هرگز را تو چرا

بازنگشتی دیگر ؟

آه ای واژه شوم

خو نکرده ست دلم با تو هنوز

من پس از این همه سال

چشم دارم در راه

که بیایند عزیزانم آه

13 سال و 8 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)