دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی / خطاب آمد که واثق* شو به الطاف خداوندی / دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است / بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی ... !/

1391/10/21 - 22:40 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

قلم را آن زبان نبود که "سر عشق" گوید باز
ورای حد تقریر* است شرح آرزومندی

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی؟

جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت* نیست
ز مهر او چه می‌پرسی ؟در او همت چه می‌بندی؟

همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی؟
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی

در این بازار اگر سودی ست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی


به شعر «حافظ» شیراز می‌رقصند و می‌نازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

حافظ

* واثق : مطمئن
* تقریر : بیان کردن، به اقرار آوردن
* جبلت : آفرینش . خلقت . اصل . طبیعت . فطرت .طینت . طبع. غریزه . نهاد

13 سال و 8 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)