دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

azadeh
azadeh
deltange_to

چه بي پروا را به نظاره نشستم در شامگاهي كه زمين بوي بهار نارنج مي داد شايد تو قدم هايت را سست برمي داشتي تا واژه اي ديگر را از من بشنوي واژه اي از جنس خواهش ومن منتظر بودم تا صداي التماسم را از لابه لاي تلخم بشنوي اما نشنيدي و تا من روزها آمدنت را در انتهاي كوچه اقاقي به بنشينم...

1391/10/24 - 01:41
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)