دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گنجشککی بود که باهم شعر می گفتیم من می نوشتم و او با هر نوک نقطه ها را می گذاشت ! و گاهی اوقات آنقدر کلمات مرا خورد که حالا همه ی خطوط شعر مرا از بر است ..

1391/11/05 - 06:27
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

واژه واژه می شکند بلور پیکر تو

و بــ‌ـ‌ ـ ـ ـاد که بوزد

واژه های اندام تو را میـــــــــ ـ ـ‌‌ ـبرد با خود

بی جهت نیست ، شاعر

باد که به کله اش می خورد "شعر" می گوید ...

13 سال و 8 ماه و 21 ساعت و 43 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)