جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ rezaey......یا حسین تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
دیر زمانی در او نگریستم
13 سال و 7 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبلچندان که چون نظر از وی بازگرفتم
در پیرامون من
همه چیزی به هیات او در امده بود
آنگاه دانستم
که مرا دیگر از او
گریزی نیست…
“تو” آن نیستی که به یادت بیاورم ، “تو” آن همیشه ای که به یادم می مانی دنیا
13 سال و 7 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلهر بار کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدام …..
13 سال و 7 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبلترس من از گم شدن نیست …..
از گرفتن دستیست که بی بهانه رهایم کند…
چشمانم در آسمان
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 2 دقيقه قبلبه جستجوی آخرین ستاره ی شب است
و می روم به اوج ، کنار او
ستاره ای که در سپهر آرزو
یگانه تقدیر من است.(دنیا)
دریا (دنيا) هنوز دو دل است / دل به ساحل بزند یا تنها غرق شود ...
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 51 دقيقه قبلاگه تو دنيا هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فكراي قشنگ وقلب كوچيك من
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 35 دقيقه قبلنهـــ اینکهــ پای اشکــ در میان باشد ـــنهــ !

13 سال و 7 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 30 دقيقه قبلتو کــه نباشیـــ همـــینــــ ــطور بــــیــــ دلیـــلـــ
شا نــهـــ ــهایــم ز ـلزـــزلهـــ خیز میـــ ـــشــ ـــونــــد....
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 26 دقيقه قبلتنها یک برگ مانده بود …
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 22 دقيقه قبلدرخت گفت : منتظرت میمانم !
برگ گفت : تا بهار خداحافظ !
بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود
من آفتاب انديشه را به سرزمين عشق خواهم كشاند من ستاره اميد را در دل پرمهرت خواهم نشاند و خواهم نوشت:....دوستت دارم
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 14 دقيقه قبلمرا زمانی از دست دادی

13 سال و 7 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 8 دقيقه قبلكه میان روزمرگی هایت گم شده بودی
و تو فرصت آن را نداشتی
كه دلتنگم باشی
عجب از من!!!
... تمام دلمشغولی ام تو بودی...
تمامی دقایقم با تو می گذشت
اما حتی در لابه لای دفتر خاطراتت هم نبـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــودم!!!
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبللااقل نگاهي به پشت سرت کن
شايد کسي در پي تو مي دود
و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند دنیا
و تو... هيچ وقت او را نديده اي
پنجره ها کلافه اند از سنگینیه نگاه منتظرم ...
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبلاگر نمیایی ، پنجره ها را دیگر زجر ندهم !
چشمهایم به " جهنم "...
چقدر این دوست داشتنهای بی دلیل خوب است…
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 1 دقيقه قبلدرست مثل همین باران…که بی سوال …
فقط می بارد…آرام …شمرده شمرده…فقط می بارد…
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است
کاش مرا باد می آفریدند
13 سال و 7 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 43 دقيقه قبلتو را برگ درختی خلق می کردند
عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟؟
درهم می پیچند و عاشــــــــــــــــــق تر می شوند….
اَگــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش
13 سال و 7 ماه و 22 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلرَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،
و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت را به تــآراج میبــَرد،..
مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد...
مــهــِم این استــ که فـــَقــَط بــــآشـَد،
زِندگیـــ کــُند ، لــِذَت ببرَد و نــَفــَس بـــکشــَد ...
ماهی به دریا گفت تو نمیتونی اشک های منو ببینی چون من توی ابم....دریا جواب داد اما من میتونم اشک های تو را حس کنم چون تو توی قلب منی!..
13 سال و 7 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 40 دقيقه قبلصدایت درگوشم زمزمه می شود
13 سال و 7 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبلنگاهت درذهن مجسم ...
ولی من
تو را
می خواهم
نه خیالت را ..
گاهـے ڪـلام در وصـفــ واقعیـتــِ مـا ڪـم مـےآورد
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 37 دقيقه قبلناچـ ــار ایـن ســہ نقـطــہ
. . .
و دیگـ ـر هیــچ !
ای کاش میدیدمت ای کاش حتی در خوابم می امدی حتی امدنت را دست در دست من در خواب هم قبول دارم فقط بیا شاید ارام گیرد این دلم
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 34 دقيقه قبلیه دریا اشـــــــــــــــک برای ریختن دارم…
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 21 دقيقه قبلیه دل گرفته…
یه زندگی پر از خالی…
من سرشارم از تنــهایـــــــــی…
لرزش صدایم،مال سرمای هواست
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 9 دقيقه قبلاین پرده ی اشک روی چشم هام هم ،همین طور
چیزیم نیست به خدا
من فقط، دلواپس توام..
لباس گرم در چمدانت گذاشتی؟
با باز شدن پلکهایت ، خورشید طلوع می کند
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 5 دقيقه قبلسرانگشتانت پیام آور نسیم اند ، در خرمن گیسوانم
و آنگاه که لب می گشایی ، رودی از هزاران واژه عاشقانه جریان می یابد
و من شاد از بودنت ، هوای عاشقی را نفس می کشم
در دشتهای سر سبز دقایق می دوم
و در باران لطیف بوسه هایت ، مست بودن می شوم
وقتی جام نگاهم پر می شود از این همه زیبایی
لبریز می شوم از عشق
و می اندیشم :
چه دلپذیر خواهد بود سفری که همسفرش تو باشی
يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 6 ساعت و 21 دقيقه قبلخدایــــــــــــا التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــم
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 6 ساعت و 12 دقيقه قبلهمــــــه #دنیــــــــــایـــــــت ارزانــــــــــیِ دیگــــــــــــران !
ولــــــــــــــــی ;
...
آنــکـــــــــــه #دنـیــــــــــایِ من اســــــــــت
... مـــــــــــــــــــــالِ دیــگـــــــــــری نبــــــــــاشـــد..
زندگی یک آواز است ...آنرا بخوان
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 52 دقيقه قبلزندگی یک بازی است...آنرا بازی کن
زندگی یک مبارزه است...با آن مقابله کن
زندگی یک رویاست...به آن واقعیت ببخش
زندگی یک فدا کاریست...آنرا عرضه کن
زندگی یک عشق است...از آن لذت ببر
بودنت را دوست دارم
13 سال و 7 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبلوقتی پنجه در کمرم حلقه مے کنی
و به آغوشت سفت مرا مے فشارے
و وادارم مے کنے
که به هیچ کس فکر نکنم
جـــــــز تـــ♥ـــو
سر به هوا نیستــــم
13 سال و 7 ماه و 18 روز و 12 ساعت و 54 دقيقه قبلامــــا
همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم
حال عجیبـــی ست
دیدن ِ همان آسمان که
شاید "تو"
دقایقی پیش
به آن نگاه کـــرده ای...!!
چـقـدر سَخـت اسـت ...!
13 سال و 7 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلتـنـهـآ دلـخـوشے زنـدگـیـت ،
بـرآے تـو خـیـآلے بـآشـَد
و بـرآے دیـگـرے ...
بـآزیـچـہ اے ڪـہ
قـدر و قـیمـتش رآ نـمے دآنـد ...
باران میبارید...
13 سال و 7 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 23 دقيقه قبلو تو زیر چتر تا انتهای کوچه با من آمدی...
کاش نه کوچه تمام میشد و نه باران...
دوستت دارم بینهایت!
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
13 سال و 7 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 20 دقيقه قبلکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این ســـینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
چشم هایم را می بندم،
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 24 دقيقه قبلزمان را متوقف می کنم،
مسافت ها را از بین می برم،
و تو را تا ابـــــــد در آغوش می گیرم،
دلم برای آغوش گرفتنت تنـــــــــــــــــــگ است...
فقـط تـا صـد بـشـمـار…
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 10 ساعت و 25 دقيقه قبلآهــسـته آهــسـته
راسـتـی
مـن بـازی را خـوب نـمـی دانـم…
خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را
تـو را فـرامـوش کـنـم یـا خـاطـره را
ایـن بـازی کـی تـمـام مـی شـود…
تماشایی ترین تصویر دنیا میشوی گاهی
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبلدلم می پاشد از هم بس که زیبا میشوی گاهی
حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است
که پیدا می شوی گاهی و پنهان می شوی گاهی
مرا محکمتر درآغوش خودت بگیر...
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبلمن هنوز نمیخواهم تورا...
به دست خاطرات لعنتی بسپارم
کوتاهترین فاصله برای گفتن دوستت دارم یه لبخنده. من میخندم
، تو هم میخندی؟
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 38 دقيقه قبلمسافرترین آدم دنیا هم
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبلدست خطی می خواهد که بنویسد برایش
” زود برگرد “
طاقت دوری ات را ندارم . . .
ارزش قطر های باران را گلهای تشنه می دانند
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 25 دقيقه قبلو قدر دوستان خوب را دلهای تنگ!!دنیای من
آسمانی پر از شب...
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 59 دقيقه قبلیک پیک از نگاهِ تو...
و کمی هم سکوت...
چه ساده مست شدم من!
رقص اشـــــــــــــکهایم را بر گونه هایم در آینــــــــــــه می نگرم
13 سال و 7 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 5 دقيقه قبلو صدای عشق بازی باد را بر روی برگهای درخت حس می کنم
و با صدای ضربای قلبم دنیا را فریاد میزنم !
کاش می توانستم راحت حرف بزنم …
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبلچیزی بگویم از دلتنگی …
میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند …
فقط می گویم منم دلتنگم
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 19 دقيقه قبلمثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند
مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟
من به آن محتاجم !
عاشق روزهــــــــایی هستــــــــم
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 16 دقيقه قبلکه مهــــــــربان میشــــــــوی
حتــــــــی اگــــــــر نفهمــــــــم چــــــــرا..
چنديست که بيــمار وفايت شده ام
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 11 دقيقه قبلدر بستر غم چشم به راهت شـده ام
اين را تو بدان اگر بمـيـــرم روزي
مســــــول تويي کــه مـن فــــــــــــــــدايت شــده ام
حوصلــــــــــه ات که ســــــــــر میــــــــــرود
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبلبـا دلــــــــم بـازی نکــــــــن
مـن در بی حوصلگــــــــــی هـایم بـا تـو زندگــــــــــی کــــــــــرده ام
i
گل عشق تو هستم شبنمم باش،
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 4 دقيقه قبلدلم دنياي زخمه مرحمم باش،
ز درد بي كسي قلبم شكسته،
به شهر بي كسي ها همدمم باش.
حسرت.....
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 1 دقيقه قبلیعنی روبه رو یم نشسته ای....
و باز خیسی چشمانم را ان دستمال خشک وبی احساس پاک می کند......!
حسرت.....
یعنی شانه هایت دوش به دوشم باشد
اما
نتوانم از دلتنگی به ان پناه ببرم.....!
حسرت.....
یعنی نبودن تو در عین بودنت.....
با تو بوده ام ، همیشه و در همه جا
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبلبا تو نفس کشیده ام ، با چشمان تو دیده ام
مرا از تو گریزی نیست
چنانکه جسم را از روح و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب
تو دلیل من برای حیات بودی و هستی
و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام
علت بودن من تو هستی
پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است
« همیشه با تو »
تو یادت نیست
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 41 دقيقه قبلولی من خوب به خاطر دارم که
برای داشتنت
دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت ...
زیر درخت سیب نذر کرده ام به آمدنت …
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 30 دقيقه قبلفصل شکوفه زدن از خاطرات نزدیک است !
بَـرق نگاه َت
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 26 دقيقه قبلکه بجـــان َم میزنَــد
شعــــر باران می شود وُ
میبـــارد .
نگران دلتنگی هایم نباش
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 48 دقيقه قبلاینجا اگر سیل هم بیاید هیچ سکوتی شکسته نمی شود
و هیچ بغضی،در فریاد نمی ترکد
اینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمی ریزد
و هیچ صدایی گوش را نمی آزارد
پس
بیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی
گــــاهــــــے دوســــت دارم . . .
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبلبــــــدون پــــڪـــــــــــ زدن فــقـــــط بــنــشــیـــنــــــــم . . .
و نــگـــــــــاه ڪــــنــــــــــــم ڪـــــــــــﮧ . . .
... ســیــگــــــــارم چــگــــــــونــــــــﮧ مــــــے ســــوزد . . .
شــــایـــــــد آخـــــــــر فــهــمــیــــــــدم . . .
چـــــــﮧ لــــــــذتـــــــــے مـــــے بــــــــرے . . .
از تــمـــــــاشــــــاے ســـوخــتــــن مــــن . . .
ای دوست اگر زهرم دهی زهرت بنوشم
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 39 دقيقه قبلاگر سنگم زنی سنگت ببوسم
نباید ترک دوست مهربان کرد
خدایا میشود ترک جهان کرد!؟!
براي تو كه مي نويسم ،
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 35 دقيقه قبلكلمات
اهلي و روشن اند
كوه ، بنفش
رود ، نقره يي
آفتاب ، خانگي
قلم ، دست آموز
كاغذ ، ميخكوب
پرنده ها ، بر شانه
و آسمان
هر رنگي كه چشمان تو بگويد
چه نابرابرانه است جنگ منو تو .به جنگ امده ای و تیغ عشق اوردی؟؟؟حساب نکردی من جز تو هیچ ندارم؟...جز تو...
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 28 دقيقه قبلدیدن عکست تمام سهم من است
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 18 دقيقه قبلاز “تو “
آن را هم برايم جیره بندی کرده اند
تا مبادا
توقع ام زیاد شود!!
دل است دیگر . . .
مي گويند ممکن است فردا خودت را بخواهم
هــــوا را هــــــر چــــقــدر نفـــــس بــکــشـــی
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 8 دقيقه قبلبـــاز هــــــم بـــرای کــشیـــدنش بـــال بـــال میزنی...
مــثـــل تـــــــــــــــــــــــــــــو...
کـــه هـــر چــــقدر کـــه بــاشــی...
بــاز بــاید بـــاشی!
مـیـفهــمی چـــــه مگویــــم؟؟!!!
بـــــــــــــــــــــــــــــودنـــت مهــــــــــــم اســـت...!!
فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست؟ من که هرلحظه به یاد تو و دلتنگ توام
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 59 دقيقه قبلدر کنار ساحلت من قایقی شکسته ام… تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبلمیان مشغله ها گم شدم ولی دلم برای هوایت همیشه بیکار است
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 2 دقيقه قبلنمی خواهم خاطره ی فردایم شوی!
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 56 دقيقه قبلامروز من باش
حتی لحظه ای……!
هی تو کمی نزدیکتر بیا ،
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 50 دقيقه قبلاما چیزی نگو
بگذار فقط ،
بگذار چشمهایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد
سرم را شاید دیگران در نبودنت گرم کنند
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 47 دقيقه قبلاما دلم را هرگز. تو دل مرا با خود برده ای
دلم میخواست یکی رو داشتم بعضی وقتا که مردم خستم میکنن میومد
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 45 دقيقه قبلکنارمو دستاشو می گذاشت دوطرف صورتم زل میزد تو چشام
میگفت ؛ ببیـــــــــــــــن ..تو مـــــــــــــــنو داری .....
تمام خستگی هایت را یکجا میخرم !
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبلتو فقط قول بده ...
صدای خنده هایت را به کسی نفروشی ...!
عاشق اسمم می شوم وقتی تو صدایم می کنی
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 15 دقيقه قبلآمده ام همین طور بی وزن و بی هوا بگویم
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 13 دقيقه قبلدوستــ♥ــت دارم
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است
مثل همین باران بی سوال که هی می بارد...
جــناق می شکــستیم می گفتـــیم: "یـــادم تـــــو را فرامـــــــــوش " ولی امــــــــــــــروز ، اگر تمــام استخوانهایم هم بشکـــــــــنه باز هــم تو را فراموش نميکنم!
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 9 دقيقه قبلآغوشتـــــــ را دوستـــــــ دارمـــــ
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 3 دقيقه قبلامــــا
از دوباره بــــی پناه شدن
می ترسمــــــ...!
در این خلوت سرا من هم به تنهایی لقب دارم
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبلپریشانی و شیدایی در اینجا هم شده کارم
تو دنیای منی و من غزلهایم بنام تو
میان عمق رویایم شدم محبوب و رام تو
صدایت می کنم هر شب میان خواب و رویایم
نمی دانی که هستم من ولی دیریست شیدایم
میان ظلمت شب ها غمم را با تو می گویم
تو که تنها کسی هستی که جان را در تو می جویم
نمی دانم چه خواهد شد اسیرم در دو راهی ها
غرورم یکطرف ماند و دل دیوانه ام اینجا
چه می شد بشکنم روزی غرور جنس سنگی را
بگویم عاشقت هستم بمان با من تو ای زیبا
پـــــــــــــــرواز را دوســــت دارم
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبلوقتـــــے از ارتفاعــــات لبانــــــت
به عمــــق آغوشـــت سقـــوط میکنــــم
چـــه سقــــوط دلنشینــــے
راستــــے
میدانستــــے پــــــــــــــرواز را تـــو یـــادم دادے
چقدر زيبا گفتي دلم يهو ريخت پايين
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 40 دقيقه قبلخط به خط دغدغه های شماطه دار ، ببین!
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 40 دقيقه قبلمشق شب ثانیه ها
تیکـــــ تاکِ های دلتنگ ِ من است....
رگ های عمیق صبر مرا
لکنت معصومانه ی اشکــــ ها ، می شکند...
خسته شدم بس که دلم بهونه تو رو گرفت
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 49 دقيقه قبلامروز و فردا کردم و یه لحظه آروم نگرفت
عکس تو رو که میبینم دلم هوات و میکنه
نمیتونم پیشت باشم این فکر دیوونم میکنه R
جزئیات ِ چشمهایت ...

13 سال و 7 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 46 دقيقه قبلکلیات ِ زندگی ِ من است !
ايوووووووووول

13 سال و 7 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبلدر این دنیای وانفسا کسی جز تو
در این قلب رئوف من نمیگنجد
در این دنیای وانفسا کسی جز تو
چنین زیبا به دید من نمی آید
در این دنیای وانفسا که اندر آن
دگر جایی برای عشق بازی نیست
منه عاشق ز عشق تو چو مجنونم
که چون او در بیابان در پی دنیای خود هستمR
نازنین...
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 35 دقيقه قبلبا تــــــــو...
قند پهــلو می شود تلخی آغوشم...
به سلامتیِ دنیا که
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 31 دقيقه قبلنه میتونیم ببینیمش و نه صداش رو بشنویم
ولی بدجوری دلتنگشیم.....!
دلـ♥ـم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 18 دقيقه قبلپــُـر از جــایِ خــالـیِ ♥تـــو♥
پــُـر از دلـ♥ـتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو
پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن
در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــ♥ـــو
پــُـر از حــس پــرواز
پــُـر از تــــــــ♥ـــــــــو
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبلمن زرد می شوم
و تا کفشهای رفتنت جفت می شود
غریب می مانم
و نیلوفرانه دوستت دارم
نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه
دوستت دارم…
آسمان تاریک است
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 9 ساعت و 51 دقيقه قبلدل من حادثه ای می خواهد
که در آن بال زند کفتر عشق
دل من عطر خوشی می جوید
که در آن مست شود بی پروا
و بخواند تا صبح
تا همان لحظه که خورشید نمایان گردد
شب تنهائی من باز آمد
که مرا دور کند از نفس گرم طلوع
چه کسی می داند
که در این لحظه پر غصه و زار
آفتاب می خندد
و چه زیباست نگاه گل سرخ
به لب خسته یار
سبز می شوم
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 9 ساعت و 44 دقيقه قبلو تو از من !
به هم که گره بخوریـــــم
بختمان باز می شود
و خوشبختی قسمتمان ...
نه لبخندی
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 9 ساعت و 39 دقيقه قبلنه کلامی
نه صدایی
چقدر نفس کشیدن
سخت است
وقتی نباشی...
شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت صبح که فرا مي رسد و نمي توانم بگويم رسيدن شب را بهانه ميکنم و باز شب مي رسد و صبحي ديگر و من هيچ وقت نمي توانم حقيقت را به تو بگويم بگذار ميان شب و روز باقي بماند که چه قدر دوست دارم..
13 سال و 7 ماه و 14 روز و 6 ساعت و 58 دقيقه قبلنتوان ترک تو اي قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پيدا کردن . . .
13 سال و 7 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 21 دقيقه قبلدر خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند ،
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 44 دقيقه قبلبگذار در گوشت بگویم
” میـــخواهــمــــــــت ” …
این خلاصه ی ،
تمام حرفای عاشقــــانه دنـــیاست …!!!
تو آن فرشته ای که وقتی در فصل بهار راه می روی ، برگ درختان انتظار پاییز را می کشند تا جای پاهایت را بوسه بزنند
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 38 دقيقه قبلآمدی ، چه صادقانه آمدی ، مرا عاشق کردی ...
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 22 دقيقه قبلآمدی ، چه عاشقانه آمدی ، مرا دیوانه کردی ...
چه زیبا آمدی و لحظه های پر از غم زندگی ام را عاشقانه کردی!
ترنم باران را نثار چشمانت میکنم نازنینم ، تا شبنمی شود بر سرخی گونه هایت
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 17 دقيقه قبلو داغی بوسه ام را به لبانت میگذارم و دست نوازشم را به موهایت
هدیه میکنم ، تا بدانی که تمام دنیای منی
من ایمان دارم به پایان این روزهای سرد و مه آلود ...
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلماهِ من، می دانم که بزودی آفتابی خواهی شد
من این را از قاصدکهای خوش خبر شنیده ام ...
مهم نیست
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلدور باشی
یا که نزدیک
از روبه رو بیایی
یا که روی بگردانی از من
ماه را از هر طرف که ببینی ماه است . . .
مرا دوست بدار،
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 55 دقيقه قبلاندک ولي طولاني .
دوستت دارم
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 48 دقيقه قبلو این به پیش هم نبودن ما هیچ ربطی ندارد
دلمان که با هم باشد یعنی:
گور پدر فاصله ها
سالهاست بغضم را
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه قبلبه چشمان پنجره قرض می دهم
ودوباره پس می گیرم
اما ای کاش
این لحظه های تلخ،
پایان می یافت
دیگر به پنجره هم ،اعتنایی نیست
وقتی با تمام وجودم ،
به پای باران اشک می ریزم.
راستی هیچ فهمیدی ؟
به خاطر چشمانت !
تمام بغضم ،
در شعاع پنجرهاشکست
ودیگر چیزی،
برای پس گرفتن ندارم...
يعنـــے می شود روزے برسَـــد
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 39 دقيقه قبلکـــــه بیایــے
مــَرا درآغوش بگیرﮮ
بخواهم گله کُــــنَم.
بگویے هیــــــس
همه کابـــوس ها تمآم شـُد
در گوشـــــــم بگويـے:
بَــراے هميشه مالـ ــــﮧ
مــَن شـُدﮮ
تیک تیک ثانیه ها در گوش دقایق می خوانند و...
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 27 دقيقه قبلدقایق برای ساعتها نجوا می کنند....
ساعتها، روزها را به بازی می گیرند و....
روزها ،ماه ها را و ....
ماه ها..... سالها را
واین چنین می شود که ایام می گذرد
ومن روزهای بی قراری و دلتنگی و تنهاییم را
باهزار روایت بی الفبا از حضور تو ترسیم می کنم
یڪــ نـَفـَــر دَر هَـمیـــטּ نـَزدیڪــﮯهـا
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 10 دقيقه قبلچــيزﮮ
بـﮧ وُسعَتــِ یڪــ زنــدگـﮯ بـَرایـَتــ جـا گـُذاشــــتـﮧ اَستــ
خیــالَـــتــ راحـَتــ بـاشَــد...
آرامــ چـشمـــهـایـَتــ را ببـَـند
یڪــ نـَفـَـر بـَراﮮ هَمــــــﮧ نگــرانـــــﮯهـایـَتـــ بیــدار اَستــ
یڪــ نـَفـَـر ڪـﮧ اَز هَمــــــﮧ زیبـــایـﮯهـاﮮ دُنیــا
تـَنهـــا تــــو را بـاوَر دارَد...
درطعم خاطراتت مانده ام
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 12 ساعت قبلبغض هایم را میبلعند...!!
کجا بریزم !!
عقده های نبودنت را ...
تو بگو ..؟
درحسرت آغوشت باشند تا کی ؟؟
ابن لحظه های سرگردان..
آن شب ...
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 34 دقيقه قبلکه مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ...
تماشا می کرد ...
آن شب که شب پره ها ..
عاشــقـــانه تر ..
نــــور را می جســـتند ...!
و اتاقم ..
سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... !
دانستم..
تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های منی...!
واسه دشت وسیع مهربونیات مترسک میشم تا هرگز غم دور و برت پیدا نشه
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 9 دقيقه قبلباران که می بارد ، دلم برایت تنگ تر می شود
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبلراه می افتم ، بدون چتر ! من بغض میکنم ، آسمان گریه !
قحطی رفیق می آید .. نه هفت سال بلکه هفتصد سال!
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 53 دقيقه قبلدر سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت میکنم , بگو کنعانیان منتظرت نباشند....
تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید !
باران که گذشت
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 44 دقيقه قبلدلم پرواز می خواهد…
دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد…
دلم آواز می خواهد…
دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد…
دلم بی رنگ و بی روح است…
دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد…
وقتی که چشم هایم را می بندم ...
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 31 دقيقه قبلدل ام می لرزد , نه از ترس تاریکی ...
دلهره این را دارم , که چشم باز کنم ...
که چشم باز کنم و , تو آنجا نباشی ...
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 40 دقيقه قبلدر گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی / از هزاران گل، گلی همچون دنیا پیدا نشد .
تو ای روحم ، عزیز دلنوازم / ز پیغامت نمودی سرفرازم
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 32 دقيقه قبلتو در یاد منی ، من شرمسارم / صفای قلب پاکت را بنازم
می خواهم جوری تو را در آغوش بگیرم که حتی عقربه ها هم جرات عبور از آن لحظه را نداشته باشند ، بی نهایت دوستت دارم /
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 29 دقيقه قبلشعرهایم را میخوانی… و میگویی روان پریش شده ام ! پیچیده است … قبول! اما من فقط چشمهای تو را مینویسم ! تو ساده تر نگاه کن..
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 23 دقيقه قبلبیمار خنده های توام
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 22 دقيقه قبلبیشتر بخند.....
خورشید آروزی منی
گرمتربتاب......
تو را به خدا سپردم
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبلخودم را به دلتنگی هام
خدا خودش می داند چطور مواظب تو باشد …
دلتنگی هایم هم خوب بلدند چطور تو را هی به یاد من بیاورند !!!
تــمام زخم هایــم
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبلمـرهمـش لـب هــای ِ تــوست
بـوسه نـمی خواهــم !
فـقـط حرفــی بـــزن …
نیمه شبـــــــ زمستانـــــــ...
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلدل تنگیـــــــ های زرد..
کافــــــــــه ارامـــــــــ..
دلتنگیـــــــــ های همیشگیــــــــ..
رها میشومـ در خیالــــــ خیســــــــ چشمهایمـــــــــ..
از برهنگیـــ این شبـــ نا تمامـــــ
از جادوی مهتابـــــ پشتــــ پنجره!
از خطوط قهوهــــ ته فنجانـــــ
یا از انحنایــــ خاموشـــ خیابانـــ..پیادروها..
لحظه ای بیرونـ بیا و بگذار تمام شـود
اینــ نمایشـــ دلگیر نگاه و خاطره ها!
ای گمشده تمامـــ این سالها!
غریب آشنا با من،
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 43 دقيقه قبلدلم تنگ است باور کن
پس از تو
زندگی با مرگ همرنگ است باور کن
کمک کن تا دوباره جاده ها بی انتها باشد
نباشی پای رفتن های من سنگ است باور کن
و این بر شانه های عشق یک ننگ است باورکن...
. . . دلـ♥ـم دیـگـر بـﮧ زنـدگے گـرم نـیـسـﭞ .
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبلمـآدر مےگـویـد :
بـایـد ڪـمے بـﮧ خـودﭞ بـرسے !
امـّـا چـﮧ گـونــﮧ ،
وقـتـے از هـر طـرف مے روم ؛ بـﮧ تـــ♥ــو مے رسم ؟! . .
اگـــَـــــر عاشقی نـیـسـت پَس چیست ؟
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 28 دقيقه قبلوقتی در این دُنیای بـه این بزرگـــی . . .
دلت فقط هـــــَـــــوای یک نفر را میڪُند…!
عشق یعنی با چشم بسته کسی را دیدن و از بین همه دلتنگ یک نفر شدن
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبلنوشته های روی شن مهمان اولین موج دریا هستند
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 3 دقيقه قبلحکاکیهای روی سنگ،مهمان همیشگی تاریخند
دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگارانی ابدی .
شاید روزی دوباره در گذر زمان
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبلبه یکدیگر رسیدیم ...!
آن هنگام من اشتباه گذشته ام را
دیگر تکرار نخواهم کرد ...
غرورم را از دست می دهم
اما تو را نــــــــــه !!!
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 40 دقيقه قبلودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو.
لازم نـیـسـت #دنـیــا دیـده بـاشـد
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 35 دقيقه قبلهمـیـن کــه خـوابــ تــو را بـبـیـنــد
#دنـیـایــی را دیــده اسـت . . .
نمیدانم چرا بیمارم امشب
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 24 دقيقه قبلسکوتی خفته در گفتارم امشب
غم اشک دلم آهسته می گفت
پریشان از فراق یارم امشب .
تو قول بده با همین بهار خواهی آمد....
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 48 دقيقه قبلمن هر روز خانه دلم را تکان خواهم داد !!
آنقدر دوستت دارم که خدا داند
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلاین اسرار فقط باد صبا داند
نخواھم گل که گل بی اعتبار است
تمام عمر گل فصل بھار است
تو را خواھم از گلھای عالم
که عطر تو ھمیشه ماندگار است.
جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 7 ساعت و 14 دقيقه قبلهر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم
دیدگانت از ھمیشه شادتر / شھر قلبت زنده و آبادتر / غصه ھایت دم دم ای مھربان / بر گذرگاه زمان بر بادتر
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبلبی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 7 ساعت و 1 دقيقه قبلاشک و آه و ناله ها و درد را
می نویسم بی تو بودن های من پایانم است
بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را
دلم یک جای دنج میخواهد
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلآرام و بی تنش
جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی
تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد
جایی مثل آغوش تو
به چشم هایَت بگو
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 46 دقيقه قبلانقدر برای دلم
رجز نخوانند
من اهل ِ جنگ نیستم
شاعرم
خیلی بخواهم گرد و خاک کنم
شعری می نویسم
آنوقت
اگر توانستی
مرا در آغوش نگیر ...!
مـَטּ نِگاه تــو را شِعر میـــڪُنم...
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 38 دقيقه قبلتــو شِعـــر مَرا نِگـاه میـڪُنے
بـازے عَـــجیبے ست ....
شِعر نـِــگاه تـــو
روے قـافـیه هاے בلمـ مے نِشینَــב....!
در غوغای زندگی تا سکوت مرگ، دوستت دارم. تاوان آن هر چه باشد، باشد
13 سال و 7 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 4 دقيقه قبلای فراسوی خیال!
13 سال و 7 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 3 دقيقه قبلچقدر راه مانده است
تامرز جنون،تا عشق بی پایان؟
...تا مرز رسیدن
چقدر راه مانده است؟؟؟
... من رسواترین شبگرد کوچه های عشقم
مــن بــرای رسـیــدن بــ ه تــــــــــــــو از پــروانـــ ه هــآ بــی پـــروا تَـــرَم ..
13 سال و 7 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 43 دقيقه قبلگرما یعنی :
13 سال و 7 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبلدستهای تـــــــــــــــــــــو
نفسهای تـــــــــــــــــــــو
آغوش تـــــــــــــــــــــــــو
من به خورشید ایمان ندارم
تو را ..
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 11 دقيقه قبلبا دلی پر از خواستن می خواهم ..
همان چیزهائی ..
که من آرزو می کنم..
و “تو”
همه را یکجا داری ..
احساس غربت میکنم وقتی کنارم نیستی
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبلبا اشک خلوت میکنم وقتی کنارم نیستی
تصویر زیبای تو را کنج دلم چسبانده ام
او را زیارت می کنم وقتی کنارم نیستی
هیچگاه ادعای خاص بودن نکردم،
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 2 دقيقه قبلاما خاص بودن عشق تو…
مرا هم خاص کرد
روی دیوار
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 59 دقيقه قبلروی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو
چشــــم می کشم و دهانی که بخندد
به این همه تنهایی و انتـــظار ...
این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ
و تکه ذغالی که خطــــ می کشد
نیامدنتـــــــــ را ...
کـوتـاه مـی گـویـم دوسـتت دارم اما
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبلاز دوست داشـتـنـت کـوتـاه نـمـی آیم . . .
هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 44 دقيقه قبلهيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....
پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه،
روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...
پیچک می شوم ، وحشی می پیچم به پروپایت …
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 39 دقيقه قبلتاحتی نتوانی آنی بی “من” بودن را زندگی کنی
می گویند یک دست
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 38 دقيقه قبلصدا ندارد
من صدای خدا را هم
در می آورم
اگر تو
دست دیگرم را
گرفته باشی...
می گویند عشق خدا به همه یکسان است
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبلولی من می گویم مرا بیشتر از همه دوست دارد
وگرنه به همه یکی مثل تو میداد …
این روزها توی دلتنگی هایم، دلم عجیب هوس فال حافظی را میکند که تو با نیت دل من بگیری...
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 35 دقيقه قبللمس کن کلماتی را
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 21 دقيقه قبلکه برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست…
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد…
لمس کن نوشته هایی را
که لمس ناشدنیست و عریان…
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار…
لمس کن لحظه هایم را…
تویی که می دانی من چگونه
عاشقت هستم٬
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن…
همیشه عاشقت میمانم
دوستت دارم ای بهترین بهانه ام
می خوانمت
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 1 دقيقه قبلبه هر نگاه
به هر لبخند
به هر امید...
می بینمت
در ذهن
در خواب
در اشكهای نا آرام...
می بویمت
در عطر هر نسیم
كه بوی گیسوان تو را
برایم می آورد
در هر گل
كه عطر افشانیش
عطر آغوش تو را
به خاطرم می آورد...
پس
می خوانمت
می بینمت
می بویمت
و هر بار می میمیرم
از غم دل تنگی...
پاهایت را بگذار اینجا…
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 24 دقيقه قبلدرست روی قلبم…
ببخش مرا …
چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم …
آهسته قدم بردار اینجا…
تارو پود این فرش قرمز پر از گل احساسم است…!
خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزیست که او دارد ،
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبلوقتی میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن،
شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش کردن او ختم شود..
خدایــــا !
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبلخط و نشان دوزخـــــت را برایـــم نکش !
جهنم تـــــر از نبــــودن عشقم
جایـــی سراغ ندارم…
بی تو هر کاری گریستن است ،
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 49 دقيقه قبلحتی خندیدن …
میتوانم همه ی زندگیم را در آغوش بگیرم ..... کا[!]ت فقط تو را در مقابل خود ببینم ، آری تویی تمام زندگی من دنیا
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 48 دقيقه قبلسرانگشتانم که می سوزد ...
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 41 دقيقه قبلیعنی وقت ِنوشتن از تـــوست
بــیــــا در خـــیـــالــم
...
آرام بنشین ...
مــــی خــواهـــم صــدای ِ نفس هــــایت را
بنویــــســـم
باید تـــــو را همیشه بــــه دقت نگاه کرد
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 37 دقيقه قبلیعنی نه سرسری، سر فرصت نگاه کرد
خاتون! بگو که حضرت خالق خودش تو را
وقتــــی کـــــه آفرید چـــه مدت نگاه کرد
خاطرم نیست که تو از بارانی یا که از نسل نسیم...
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 29 دقيقه قبلهر چه هستی گذرا نیست هوایت٬ بویت...
فقط آهسته بگو:
با دلم میمانی..
چه زیباست کسی را دوست داشتن
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 7 دقيقه قبلبا او عشق را ساختن
چه زیباست برای کسی سرودن
او را بعد از خدا ستودن
کـافـی سـت حـرفِ تـو بـاشـد
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 2 دقيقه قبلهـیـچ واژه ای
روی پـایـش بـنـد نـمـی شـود
راهـش را مـی گـیـرد وُ
تـا دوردست عـطـر تـو
پـروانـه مـی شـود . . .
دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 58 دقيقه قبلهر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!
آخرین باری که شمردمشان
تنها یک دلیل برایم مانده بود..!
آنهــــــــــم دیدن تو بود !!
برای ستایش تو
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبلهمین کلمات روزمره کافی است ؛
همین که کجا میروی؟
دلتنگم,
برای ستایش تو
همین گل و سنگ ریزه کافی است
تا از تو بتی بسازم …
آهای ستاره دنباله دار ، دوست دارم من
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبلآهای ای گل زیبای بهار ،دوست دارم من
آهای روشنی شبای تار ، دوست دارم من
آهای سرخی دونه انار ، دوست دارم من
البته هنوز کامل نشده دارم روش کار میکنم
کودتای لبخند تو بود
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبلکه حکومتم را به هم ریخت
دوستت دارم ای عاشقانه ترین شعر زندگی ام
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 22 دقيقه قبلو مینویسم برای تویی که حتی اگر خاطره شوی
همیشه جایت در قلبم میماند
بگذار هر کسی هر چه دوست دارد بگوید..
13 سال و 7 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 44 دقيقه قبلمهم اینست که تو دردانه ی منی..
و من از تمام خوبی های دنیا فقط و فقط تو را میخواهم...
گر چه نه اسمت کنار اسم من..
نه سقفت هم سقف من ...
نه دستت در دست من است...
تــــ♥ــو کـﮧ مـﮯ خَــنـدﮮ
13 سال و 7 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 30 دقيقه قبلگوشـﮧ هــآﮮ لبــتــ
بـﮧ بـهـشتــ مـﮯ رسـآنـد مـَـرا
و تـَرآنـــﮧ قـلبــتــ دُنـیــآ را
بـﮧ لَبخــنـدﮮ آغِـشـتــﮧ مـﮯ کنــد
کـﮧ یــک لَحـظـه بـﮧ دنـیــآ مـﮯ آیـد
آرام می بوسمت از این دور هـــا ..
13 سال و 7 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 45 دقيقه قبلچشمانت رآ کـــه ببنـــدی
حس می کنـــی
طعمش را
تــــــــو ..
13 سال و 7 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 35 دقيقه قبلسیـبـــــــ ـــ سُــرخِ
ڪدامـین بهشــتِ گمشـــده اے !!؟
ڪـــﮧ بــاز
بــا تــــو میشڪنــــد...
توبـﮧ ے آدم .. !
آرزو می کنم هیچ یک از
13 سال و 7 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 33 دقيقه قبلآرزو هایت برایت آرزو نماند....
تو هم برای آرزو هایم دعا کن...
حکایت رفاقت من با تو ، حکایت "قهوه" ایست ، که امروز به یاد تو ... ...
13 سال و 7 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 28 دقيقه قبلتلخِ تلخ نوشیدم !
که با هر جرعه ، ... بسیار اندیشیدم ، که این طعم را دوست دارم یا نه ؟!
و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن ، که انتظار تمام شدنش را نداشتم !
و تمام که شد ، فهمیدم ، باز هم قهوه می خواهم !
حتی ، تلخِ تلخ !!!!
دلم یک شب تنهایی میخواهد؛
13 سال و 7 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 27 دقيقه قبلبا یک عالمه تو,
و.........
تمام گوشه کنارهای آغوشت!!!
سیــــگار گیرای نگاه ات !
13 سال و 7 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 18 دقيقه قبلو این سرفه های وحشتناک دلتنگی
سزای پرهیز نکردن عاشقانه ام خواهد شد!
شکفتن هیچ گلی به زیبایی لبخند تو نیست ، پس بخند تا گلها از شرم در غنچه بمانند .
13 سال و 7 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 16 دقيقه قبلاعتـــــــراف می کنـــــم .......
13 سال و 7 ماه و 2 روز و 7 ساعت و 17 دقيقه قبلمحتـــــاج نــــوازش دســــت هایت هستــــم
بــاور کــن کـــه ..
دلتنگیِ تــــو بـــرای مـــن مـــرگ تــدریجی اســـت......♥
رازي با من نيست …
13 سال و 7 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه قبلقلبم كتابي گشوده است !
خواندنش براي تو مشكل نيست، عشق من !
... ...
زندگيام
از روزي آغاز شد
كه دل به تو دادم..
دارم حست مي کنم لحظه لحظه با مني
13 سال و 7 ماه و 1 روز و 14 ساعت و 4 دقيقه قبلتو تموم لحظه هام تو هوام پر ميزني
اين چه احساسيه که واسه من مقدسي
تا دلم تورو ميخواد تو به دادم مي رسي
دلم برای یک نفر تنگ است…
13 سال و 7 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 55 دقيقه قبلنه میدانم نامش چیست…
و نه میدانم چه می کند…
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…
رنگ موهایش را نمی دانم…
لبخندش را هم…
فقط میدانم که باید باشد و نیست…
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
13 سال و 7 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 15 دقيقه قبلحق با سکوت بود صدا در گلو شکست
تا امدم با تو خدا حافظی کنمبغض امان نداد و در گلو شکست . . .
می نشینم پشت تنهائی
13 سال و 7 ماه و 12 ساعت و 46 دقيقه قبلمثل پیکرتراشی
که از دل سنگ
ونوس را نجات می دهد
تو را در خیالم
کنده کاری می کنم
و آخر سر
یک کوچه باغ سیب
یک پنجره مهتاب
یک نیمه شب باران
یک خیابان چراغ
یک نیمکت قرار
یک کافه تانگو
یک آغوش عشق
از پای تو جارو می کنم
در غبار دلتنگی !
مستـــ از تو ...
13 سال و 7 ماه و 11 ساعت و 39 دقيقه قبلمــے رقصــ ـمـ تا سرگیـــجــہ ...
تا تــ ـار شـ ــدטּ اتاقــــ ...
تا سیاهـ تر شدטּ چشمــمـ ...
تا نبینمـ ...
نبودنـ بــے دلیلتـ را ...
بهانـﮧ هم اگر میگیرے ،
13 سال و 6 ماه و 29 روز و 21 ساعت و 34 دقيقه قبلبهانـﮧ ے مرا بگیر ...
تمام خواستـטּ را وجب ڪردم
تمام خواستـטּ را ...
هیچڪس
و هیچ ڪس
بـﮧ انداره مـטּ عاشق تو
و بهانـﮧ هاے تو نیست..
در دادگاه عشق ....قسمم قلبم بود . وکیلم دلم بود ، و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان .......... قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد ...پس محکوم به تنهایی و مرگ شدم ...... کناره چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم . من گفتم تا به تو بگویند : که هنوزم دوستت دارم
13 سال و 6 ماه و 29 روز و 21 ساعت و 13 دقيقه قبلآدم وقـتی یـه حـس تکرار نشدنی رو
13 سال و 6 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 58 دقيقه قبلبا یکی تجـربه مـیکـنه
دیگه اون حــس رو با کـس دیگه ای
نـمیـتونه تـجـربه کـنه
بـعـضی حــس هـا
خــاص و نــاب هـسـتـنـد
مـثـل بــعـضـی آدم هـا، مثل تو
باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی. کاش نه کوچه انتهایی داشت، نه باران بند می آمد.
13 سال و 6 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبلشایـــد تنـهـا کســـــی نیستم کـــه دوستتــــــ دارم...
13 سال و 6 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 41 دقيقه قبلامــــــا...
کـسـی هستمــــــ...
کـــه تـنهـــا تــــــو را دوستـــــــــ دارم....!
میان احساس من
13 سال و 6 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 23 دقيقه قبلتا حضور تو
حُبابی است از جنس هیچ
از دستان من
تا لمس نگاه تو
آسمانی است به بلندای " عشـ ღـق "
تومعدن عشق ارزو های منی
13 سال و 6 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبلمن کفرتورا به گنج ایمان ندهم
غم خانه عشق توبه رضوان ندهم
یک خارتورا به صد گلستان ندهم...
چه زیباست بخاطر تو زیستن ...
13 سال و 6 ماه و 29 روز و 15 ساعت و 41 دقيقه قبلو برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن !
و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !
ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !
مُســــافـِـرتَــریــــن آدَمـ دُنیــــــا هَـــــم دَسْتــــ خَـطــــی مــــی خواهَـــد کـهـ بنـویسَـــد بـَـرایَـــش ” زود بَـــرگَــــرْد “ طاقَـتـــــ دوری اَتـــــ را نَــــدارَمـــ . . .
13 سال و 6 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 27 دقيقه قبلمهربونيات زياده كه هنوز خوب و صبورى
13 سال و 6 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبلمثل يک حس قشنگى حتى وقتى خيلى دورى
چشمانت را ببند
13 سال و 6 ماه و 26 روز و 16 ساعت و 31 دقيقه قبلآرام باش
و به صدای قلبت گوش بسپار
چه می شنویی
دوستت دارم ....... فدایت شوم
اینها كلماتی است كه بی اختیاراز قلب من میجوشد
و به قلب تو ارسال میشود
میشنوی ؟؟؟؟؟
وحشت ازعشق که نه !
13 سال و 6 ماه و 26 روز و 16 ساعت و 28 دقيقه قبلترس ما فاصله هاست ، کوله باریست پرازهیچ که برشانه ماست !
گله ازدست کسی نیست ، #مقصر دل #دیوانه ماست!
گریان شده دلم
13 سال و 6 ماه و 26 روز و 16 ساعت و 13 دقيقه قبلهمچون دخترکی لجباز
پا به زمین می کوبد
تـو را میخواهد
فقط "تــــــــــــــــــو" را
چقدر این دوست داشتنهای بی دلیل خوب است…
13 سال و 6 ماه و 26 روز و 16 ساعت و 8 دقيقه قبلدرست مثل همین باران…که بی سوال …
فقط می بارد…آرام …شمرده شمرده…فقط می بارد…
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است
دلتــنــگي هايــم بــه تــورفتــه انــد..
13 سال و 6 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 59 دقيقه قبلآرام ميـــ ـ ـ آينـــد...
درسيــنــه ميـــ ـ ـ نشــيـنـنـد...
ديـــگرنميــــ ـ رونــــد...
چتر می خواستم چکار
13 سال و 6 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 40 دقيقه قبلمنی که خیس خاطرت بودم
باران بهانه ام بود
دستهایت سقف دلتنگیم شود
-وای باران مرا برد
و تو ندانستی
مرا هراسی از بارش نبود
که آغوشت می خواستم
این بار که آمدی
13 سال و 6 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 22 دقيقه قبلدستانت را روی قلبم بگذار
تا بفهمی این دل با دیدن تو نمی تپد
میلـــرزد . . .
باز باران بارید ،خیس شد خاطره ها … افرین بر دل ابری هوا …
13 سال و 6 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 17 دقيقه قبلهر کجا هستی ، یاش ،با دل بارانی ..که فردایت آبی و دلت از غم خالی
روزگار نبودنت را برایم دیکته میکند و
13 سال و 6 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 12 دقيقه قبلنمره ی من باز میشود صفر.. .. .
نبودنت را یاد نمی گیرم...
فردا را چه دیده ای؟
13 سال و 6 ماه و 25 روز و 16 ساعت قبلشاید!
خدا بیاید
و
اینجا کنار ما باشد
شاید!
فرشته تو باشی
فرشته من باشم
بهشت
همین جا
زیر پای ما باشد
دنیا بــخــــــنـد !
13 سال و 6 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 31 دقيقه قبلمیــــخــواهــــم ،
تــــجــدیـــد ِ حــــیــات کــــنـم …!
وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد،
13 سال و 6 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 25 دقيقه قبلهیچ فاصله ای دور نیست،
هیچ زمانی زیاد نیست
و هیچ عشق دیگری
نمی تواند آن دو را از هم دور کند.
محـــــــکم ترین برهـــــان عــــــشق، اعتـــــــــماد است…
باران میبارد
13 سال و 6 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 6 دقيقه قبلو هوا پر شده از دوستت دام هایی
که به دست باد ها سپرده ام
کـــــــــــــــــــــاش!
پنجره ات باز باشد...
خیال ِ آمدنت که باشد
13 سال و 6 ماه و 23 روز و 15 ساعت و 56 دقيقه قبلزیر ِ باران خیس نمیشوم
خیره می شوم
به راه ِ آمدنت . . .