دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت؟ / آیا چه جاست این که همه روزه با نم‌ست / خواهی چو روز روشن دانی تو حال من؟ / از تیره شب بپرس که او نیز محرمست ... ! [سعدی]

1391/11/07 - 17:42 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

کارم چو زلف یار پریشان و درهمست
پشتم به سان ابروی دلدار پرخمست

غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت
این شادی کسی که در این دور خرمست

تنها دل منست گرفتار در غمان
یا خود در این زمانه دل شادمان کمست

زین سان که می‌دهد دل من داد هر غمی
انصاف ملک عالم عشقش مسلمست


دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت
آیا چه جاست این که همه روزه با نمست

خواهی چو روز روشن دانی تو حال من
از تیره شب بپرس که او نیز محرمست

ای کاشکی میان منستی و دلبرم
پیوندی این چنین که میان من و غمست

13 سال و 7 ماه و 23 روز و 10 ساعت و 8 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)