مرد جوان وارد طلافروشی شد و حلقهای را انتخاب کرد. طلافروش پرسید: «آیا میخواهید داخل حلقه نوشتهای حک شود؟» مرد جوان گفت: «بله، لطفاً حک شود: تقدیم به عزیزترین م، آلیس.» طلافروش پرسید: «آلیس خواهر شماست؟» مرد گفت: «نه او دختری است که قرار است با هم نامزدشویم.» طلافروش گفت: «من اگر جای شما بودم این را داخل حلقه نمینوشتم. اگر نظر شما یا او عوض شود دیگر نمیتوانید از این حلقه استفاده کنید.» مرد گفت: «پیشنهاد شما چیست؟» طلافروش گفت: «این را تقدیم میکنم: به اولین و آخرین عشقم. با این کار شما میتوانید از این حلقه بارها استفاده کنید. من خودم هم همین کار را کردم!!!!!!!!!!!!!!
چه ناقلایی بوده اون طلافروشه
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 2 دقيقه قبلحق با طلا فروش بوده چون این زمانه عشق ها همین جورین !!!!!
13 سال و 7 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 42 دقيقه قبل