دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

aHaD
aHaD
Darling

زخم شب می شد کبود ، در بیابانی که من بودم . نه پر مرغی هوای صاف را می سود ، نه صدای پای من همچون دیگر شب ها ، ضربه ای بر ضربه می افزود ! تا بسازم گرد خود دیواره ای سرسخت و پابرجای , با خود آوردم ز راهی دور ، سنگ های سخت و سنگین را برهنه پای . ساختم دیوار سنگین بلندی تا بپوشاند ، از نگاهم هرچه می آید به چشمان پست , و بندد راه را بر حمله غولان ، که خیالم رنگ هستی را به پیکرهایشان می بست .

1391/11/11 - 21:08 در سهراب سپهری
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)